احاطت « 1 » [ برو روانه « 2 » ] و اندر دنيا او را « 3 » نبينند و او موجود است بحقايق ايمان و ويرا حدّ و احاطت و حلول نه و اندر عقبى به چشم سر ببينند خدايرا آشكارا ، اندر ملك او « 4 » و قدرت او ، خلق محجوب است از معرفت « 5 » [ كنه ذات او « 2 » ] و راه نمود ايشانرا بخويشتن بعلامتهاء او « 6 » و دلها او را « 3 » بشناسد « 7 » ، و عقل او را در نيابد « 8 » و مؤمنان به چشم سر درو نگرند ، احاطت و ادراك [ نه ] « 9 » .
جنيد گفت بزرگوارترين كلمه اندر توحيد آنست كى ابو بكر صدّيق [ رضى اللّه عنه « 2 » ] گفت پاك آن خدائى را « 10 » كه بمعرفت خويش راه نداد مگر بعجز از معرفت خويش « 11 » .
[ استاد امام رحمه اللّه گويد كه صدّيق رضى اللّه عنه بدين لفظ نه آن خواست كه او را نشناسند زيرا كه نزديك محقّقان عجز عاجز شدن بود از موجود نه از معدوم چنانك كسى مقعد بود ، عاجز بود از نشستن به حكم آنك كسب او و
هامش
( 1 ) - مب : و احاطت .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : ويرا .
( 4 ) - مب : اندر آشكارا اندر ملك . اصل : مطابق متن عربى است .
( 5 ) - مب : و قدرت او خلق را مهجور كرده است . اصل : مطابق متن عربى است .
( 6 ) - مب : بآيات و علامات .
( 7 ) - اصل : نشناسد . مب : مطابق متن عربى است .
( 8 ) - مب : و عقلها وى را دريابد . خلاف متن عربى است .
( 9 ) - مب : جنيد را از توحيد خاص پرسيدند گفت آنك بصادرت ( ظ : ببصارت ) پيش تدبير خداى افتاده باشد تا مجارى احكام قدرت بر وى مىرود در قعر درياهاء توحيد . ترجمهء ناقصى است از قول جنيد كه گذشت با تغيير ترتيب اقوال .
( 10 ) - مب : پاكا خداوندا .
( 11 ) - اصل : مگر بعجز معرفت او .