خداوندى او و طاعت داشتن او را « 1 » و بر شادى شكر كردن و بر سختى صبر كردن .
يحيى بن معاذ گويد چون عارف با خداى تعالى ادب دست بدارد « 2 » هلاك شود با هلاك شوندگان « 3 » .
از استاد ابو على شنيدم [ رحمه اللّه « 4 » ] كه [ گفت « 4 » ] ترك ادب موجبى است كه راندن بار آرد هركه بىادبى كند بر بساط ، باز درگاه « 5 » فرستند و هركه بر درگاه بىادبى كند با ستوربانى « 6 » فرستند .
حسن بصرى [ را گفتند سخنها بسيار گفتند مردمان اندر ادب ، اندر دنيا نافعتر كدامست و اندر آخرت كدام بكارتر است « 4 » ] گفت « 7 » تفقّه اندر دين [ است ] و زهد در دنيا و شناخت آنچه خدايرا بر تو است .
يحيى بن معاذ گويد هركه بادب گردد با آداب خداى [ تعالى ] از جملهء دوستان خداى [ تعالى ] گردد « 8 » .
سهل گويد قوم « 9 » استعانت خواستندى « 10 » بخداى [ تعالى ] بر كار خداى و صبر كردندى خدايرا بر آداب خداى تعالى « 11 » .
هامش
( 1 ) - مب : وى را .
( 2 ) - مب : بازدارد .
( 3 ) - مب : شدگان .
( 4 ) - مب : ندارد .
( 5 ) - مب : با درگاهش .
( 6 ) - مب : با پايگاه ستورانش .
( 7 ) - مب : گويد ادب .
( 8 ) - مب : بود .
( 9 ) - مب : قومى .
( 10 ) - مب : خواستند .
( 11 ) - مب : بخداى تعالى و فرمان خداى صبر كردن بود . متن عربى : القوم استعانوا باللّه على امر اللّه و صبرو اللّه على آداب اللّه . اين قوم ( صوفيان ) بر فرمانهاى خدا به خدا يارى جستند و براى خدا بر آداب درگاه وى صبر كردند . مب : ناقص و غلط . اصل : مبهم است .