ملوك و اشعار عرب و اهل دين « 1 » بيشترين آداب ايشان ، اندر رياضت نفس « 2 » و بادب كردن جوارح و حدّها « 3 » نگاه داشتن و ترك شهوات و اهل خاص « 4 » بيشترين آداب ايشان اندر طهارت دل بود ، و مراعات اسرار و وفا بجاى آوردن بعهدها و نگاهداشتن « 5 » وقتها و با خاطرها نانگرستن « 6 » و نيكوئى ادب اندر جايگاه طلب و اوقات حضور و مقامهاء قرب .
سهل بن عبد اللّه گفت هركه نفس خويش را قهر كند بادب ، خدايرا باخلاص پرستيد « 7 » .
و گفتهاند كمال ادب هيچكس را نبود « 8 » مگر انبيا را و صدّيقانرا .
عبد اللّه مبارك گويد مردمان سخنها بسيار گفتهاند اندر آداب « 9 » ، ما همى گوئيم « 10 » ادب شناخت « 11 » نفس است .
[ شبلى گويد گستاخى كردن بگفتار ، با حق سبحانه ترك ادب بود .
ذو النّون مصرى گويد ادب عارف برتر از همه ادبها بود زيرا كه معروف او مؤدّب دل او بود « 12 » ] .
هامش
( 1 ) - مب : و اهل عوام . اصل : مطابق متن عربى است .
( 2 ) - مب : در رياضتها بود .
( 3 ) - مب : وحد .
( 4 ) - مب : خواص .
( 5 ) - مب : در عهدها و نگه داشتن .
( 6 ) - اصل : بنگرستن : متن عربى : و قلة الالتفات الى الخواطر . و بخاطرها كم نگرستن .
( 7 ) - مب : پرستد باخلاص .
( 8 ) - مب : كس را صافى نشود . بمتن عربى نزديكتر است .
( 9 ) - مب : مردمان در ادب بسيار گفتهاند .
( 10 ) - مب : اما من مىگويم .
( 11 ) - مب : آداب شناختن .
( 12 ) - مب : ندارد .