ابو حفص گويد نيكوترين وسيلتى كه بنده به دو تقرّب كند بخداى ، دوام فقرست به دو « 1 » اندر همه حالها و ملازم گرفتن « 2 » سنّت ، اندر همه فعلها و طلب قوت حلال كردن « 3 » .
مرتعش گويد درويش بايد كه همّتش « 4 » از قدمش درنگذرد « 5 » .
ابو على رودبارى « 6 » گويد مردان چهار [ تن ] بودند [ در روزگار خويش ] يكى از ايشان [ آن بود كه ] نه از سلطان ستدى « 7 » و نه از رعيّت [ و آن ] يوسف بن اسباط بود هفتاد هزار درم ميراث يافت ، [ هيچيز « 8 » ] برنگرفت ، برگ خرما بافتى و ديگرى [ آن بود كه ] از برادران و سلطان بستدى « 9 » [ و آن ] ابو اسحق فزارى بود آنچه از برادران بستدى « 9 » بر مستوران نفقه كردى كه ايشان حركت نكرد [ ند ] ى و آنچه از سلطان فراستدى نزديك اهل طرطوس فرستادى سديگر از برادران فراستدى و از سلطان نگرفتى « 10 » [ و آن ] عبد اللّه مبارك بود ، از برادران بستدى « 9 » و بر آن « 11 » مكافات كردى . و چهارم [ آنك ] از سلطان فراستدى و از برادران نستدى و آن مخلد بن الحسين بود . گفتى سلطان منّت بر ننهد [ و ] برادران منّت [ بر ] نهند .
هامش
( 1 ) - مب : بنده را نزديك خداوند فقر است .
( 2 ) - مب : ملازمت .
( 3 ) - مب : و طلب كردن حلال .
( 4 ) - مب : همت وى .
( 5 ) - مب : فراتر نرود .
( 6 ) - مب : متن عربى : سمعت فاطمة اخت ابى على الرودبارى . هر دو ترجمه غلط است .
( 7 ) - مب : فرا پذيرفتى و نه از برادران . بمتن عربى نزديكتر است .
( 8 ) - مب : ندارد .
( 9 ) - مب : فراستدى .
( 10 ) - مب : و سيم آنك از سلطان بستدى ( ظ : نستدى ) و از برادران بستدى .
( 11 ) - اصل : و بر ايشانرا . ظ : و بر آن ايشان را .