تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
با وى بنگفتند « 1 » ، الحاح كرد [ بر ايشان « 2 » ] گفتند مىگويد كه « 3 » [ اين جوان « 2 » ] جهودست ، آن جوان « 4 » بيامد و بوسه بر سر من داد و مسلمان شد ، او را « 5 » گفتند آن چه سبب بود گفت ما اندر كتابهاء خويش يافته « 6 » بوديم كه فراست صدّيقان خطا نيفتد گفتم بيازمايم مسلمانانرا چون بنگرستم گفتم اگر در ميان مسلمانان صدّيق است « 7 » واجب كند كه اندرين طايفه بود ، خويشتن را بگونه « 8 » [ ديگر « 2 » ] بياراستم تا بر شما بپوشد « 9 » چون اين پير را چشم بر من افتاد اندر من بديد « 10 » ، دانستم كه [ وى « 2 » ] صدّيق است و آن جوان از بزرگان صوفيان « 11 » گشت . محمّد داود گويد اندر نزديك جريرى بودم ، گفت اندر ميان شما هيچكس هست كه چون حقّ سبحانه و تعالى خواهد كه حادثهء پيدا آرد ، اندر مملكت خويش او را آگاه كند « 12 » ، پيش از آنك پيدا آرد گفتيم نه گفت [ پس ] بگرييد بر دلهايى كه « 13 » از خداى تعالى هيچ [ نصيب « 2 » ] نيافته باشد « 14 » .
هامش
( 1 ) - مب : ايشان نمىگفتند . متن عربى : فاحتشموه . آزرم داشتند از وى . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - مب : چنين گفت . ( 4 ) - مب : در حال جوان . ( 5 ) - مب : جوان را . ( 6 ) - مب : ما در كتب خويش خوانده . ( 7 ) - مب : صديقى هست . ( 8 ) - مب : بلونى . ( 9 ) - مب : تا بر شما پوشيده شود يا نه . متن عربى : فقلت ان كان فيهم صديق ففى هذه الطائفة لانهم يقولون من حديثه سبحانه فلبست عليكم . گفتم اگر در ميان مسلمانان صديقى باشد درين گروه صوفيان بود پس كار بر شما بپوشيدم و خود را بلباسى ديگر بياراستم . ( 10 ) - مب : اكنون چون اين پير بصدق از من خبر داد . ( 11 ) - مب : و آن جوان در ميان صديقان بزرگى . اصل : مطابق متن عربى است . ( 12 ) - مب : خبر بود . ( 13 ) - مب : بر دلهاى خويش . ( 14 ) - مب : است .