كنند با دشمنان خويش ، و آفتها بدان از خويشتن بازدارند و چون بلا [ يى ] بر بندهء فرود آيد ، بدل با خداى گردد ، بلا از وى برخيزد اندر حال .
واسطى گويد ذكر بيرون آمدنست از ميدان غفلت بصحراى مشاهدت [ بر غلبهء بيم و دوستى تمام « 1 » ] .
ذو النّون [ مصرى ] گويد هركه خدايرا ياد كند ، ياد كردنى بر حقيقت ، همه چيزها فراموش كند ، اندر جنب ذكر خداى و همه چيزها خداى تعالى بر وى نگاه دارد [ و ويرا از همه چيزها عوض بود ] .
ابو عثمان « 2 » را پرسيدند كه خدايرا ياد ميكنيم و هيچ حلاوت فرا دل « 3 » نمىرسد گفت شكر كنيد كه خداى اندامى از اندامهاى شما را بطاعت بياراست « 4 »
و خبر مشهور است از پيغامبر « 5 » صلّى اللّه عليه و سلّم كه چون روضهاء بهشت يابيد اندرو چرا كنيد گفتند روضهء « 6 » بهشت كدامست گفت مجلسهاى ذكر .
[ جابر بن عبد اللّه گويد رضى اللّه عنه كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم نزديك ما آمد و گفت يا مردمان چرا كنيد ، اندر روضهاء بهشت گفتم يا رسول اللّه چيست روضهاء بهشت گفت مجالس ذكر « 7 » ] . و پيغامبر گفت صلّى اللّه عليه و سلّم « 8 » اندر وامداد و شبانگاه شويد « 9 » و ذكر [ خداى ] كنيد و هركه خواهد كه
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : بو عثمان مغربى . اصل : مطابق متن عربى است .
( 3 ) - مب : بدل ما .
( 4 ) - مب : از اندامهاى شما بذكر خود بياراسته است . اصل : مطابق متن عربى است .
( 5 ) - مب : رسول .
( 6 ) - مب : يا رسول اللّه روضهاى .
( 7 ) - مب : ندارد .
( 8 ) - مب : پس گفت . بمتن عربى نزديكتر است .
( 9 ) - مب : بامداد و شبانگاه ذكر . اصل : ترجمهء تحت اللفظ است .