و هم انس گويد قيامت برنخيزد تا در روى زمين كسى باشد كه بازايستد از گفت « 1 » اللّه اللّه .
استاد امام ابو القاسم رحمه اللّه گويد ذكر ركنى قويست اندر طريق حق سبحانه و تعالى و هيچكس بخداى تعالى نرسد مگر « 2 » بدوام ذكر ، و ذكر دو گونه باشد ، ذكر زبان و ذكر دل ، بنده بدان باستدامت « 3 » ذكر دل رسد [ و تأثير ذكر دل را بود و ] چون بنده بدل و زبان ذاكر باشد او « 4 » كامل بود در وصف خويش « 5 » در حال سلوك [ خويش ] .
از استاد ابو على شنيدم گفت ذكر منشور ولايت بود ، هركه او را توفيق ذكر دادند ويرا منشور [ ولايت ] دادند ، و هركه ذكر از وى بازستدند او را معزول كردند .
شبلى را گويند اندر ابتداى كار ، وى اندر سردابه شدى « 6 » و آغوشى چوب با خويشتن [ در آنجا ] ببردى هرگه غفلتى [ بر دل وى « 7 » ] اندر آمدى خويشتن را بزدى بدان چوب و بودى كه آنگاه را كه از آن سردابه بيرون آمدى از آن چوب « 8 » نمانده بودى ، آنگاه دست و پاى بر [ زمين و ] ديوار [ ها ] مىزدى .
و گفتهاند ذكر خداى عزّ و جلّ بدل ، شمشير مريدان بود [ كه ] بدان جنگ
هامش
( 1 ) - مب : برنخيزد در زمين تا آنگه كى از گفتار اللّه اللّه فرو نهاستد . و بروايتى ديگر از گفتار اللّه اللّه . اصل : مطابق متن عربى است .
( 2 ) - مب : الا .
( 3 ) - مب : بدوام .
( 4 ) - مب : بنده .
( 5 ) - مب : در وصف ذكر دل خويش . اصل : مطابق متن عربى است .
( 6 ) - مب : در زير زمينى رفتى .
( 7 ) - مب : ندارد .
( 8 ) - مب : و بودى كى از آن زيرزمين آنگاه برآمدى كى از آن چوب هيچ .