دست چپ او نداند كه دست راست چه داد « 1 » .
از استاد ابو على شنيدم كه گفت عبوديّت تمامتر از عبادت بود كه اوّل عبادت بود پس عبوديّت ، [ پس عبودت ] عبادت عوام مؤمنانرا بود و عبوديّت خواص را و عبودت خاص خاص را « 2 » .
و هم از وى شنيدم كه گفت عبادت اصحاب مجاهدت را بود و عبوديّت ارباب مكابدت را و عبودت صفت اهل مشاهدات بود و هركس كه بنفس خود با حق سبحانه مضايقت نكند او صاحب عبادت بود و هركس كه بدل بخيلى نكند بازو ، او صاحب عبوديّت بود و هركس كه روح ازو دريغ ندارد او صاحب عبودت بود « 3 » .
و گويند عبوديّت قيام نمودنست به حق طاعات چندانك تواند و بخويشتن نگريستن به نظر تقصير و آنچه ازو حاصل آيد از عبادت بتوفيق و تقدير حق داند « 4 » .
[ گفتهاند عبوديت ترك اختيار بود در آنچه پيدا شود از قدرت « 5 » . ]
و گفتهاند كه عبوديّت بيزارى نمودن [ است « 6 » ] از حول و قوّت و اقرار دادن كه آنچه به دو ميرسد همه از فضل و منّت و انعام حقّست جلّ جلاله « 7 » .
و گفتهاند كه عبوديت بجاى آوردنست « 8 » آنچه [ ترا ] فرمودهاند و دست
هامش
( 1 ) - مب : و مردى كه بدست راست صدقه بدهد كه دست چپ خبر ندارد .
( 2 ) - مب : مشوش است ، اصل : ناقص است . از روى متن عربى اضافه شد : پس عبودت .
( 3 ) - مب : هر كى را نفس از وى دريغ نيست صاحب عبادتست و هر كى بدل بازو مضايقت نكند صاحب عبوديت است و هر كى بجان بخيلى نكند صاحب عبوديت ( ظ : عبودت ) است .
( 4 ) - مب : و گفتهاند عبوديت قيام كردن است بشرايط تمام در طاعت و نگريستن بآنچ از او آيد به چشم تقصير و ديدن آنچ از تو پسنديده آيد از تقدير .
( 5 ) - مب : ندارد .
( 6 ) - مب : بيزار شدنست .
( 7 ) - مب : و اقرار دادن بدانچ او دهد از فضل و منت . اصل : مطابق متن عربى است .
( 8 ) - مب : در بر گرفتن است .