باب هيجدهم در غيبت « 1 »
قال اللّه تعالى ايحب احدكم ان يأكل لحم اخيه ميتا . ابو هريره گويد رضى اللّه عنه كه مردى با رسول عليه السلام نشسته بود برخاست و برفت بعضى از قوم « 2 » گفتند چه عاجز كسى است رسول گفت صلّى اللّه عليه و سلّم گوشت برادر خويش بخورديد و او را غيبت كرديد .
خداوند تعالى وحى كرد بموسى عليه السلام كه هركه بميرد و توبه كرده باشد از غيبت ، آخر كسى بود كه اندر بهشت شود و هركه بميرد و مصرّ بود بر آن ، اوّل كسى بود كه در دوزخ شود .
كسى گويد « 3 » اندر نزديك ابن سيرين شدم ، حجّاج را غيبت كردم « 4 » ، ابن سيرين گفت خداى تعالى حاكمى عادلست چنانك از حجّاج انصاف ستاند حجّاج
هامش
( 1 ) - مب : باب الرابع و الثلاثون فى الغيبة .
( 2 ) - اصل : برخاست از پيش پيغامبر ( ص ) چون برفت جماعت . مب : بمتن عربى نزديكتر است .
( 3 ) - مب : عوف گويد .
( 4 ) - مب : حجاج را چيزى مىگفتند . اصل : مطابق متن عربى است .