عمر بن الخطّاب رضى اللّه عنه غنيمت قسمت مىكرد ميان صحابه حلهء گرانبها نزديك معاذ فرستاد معاذ بفروخت و شش بنده خريد و آزاد كرد ، خبر بعمر رسيد پس از آن عمر رضى اللّه عنه حلّه قسمت مىكرد ، حلّه كمبهاتر بنزديك معاذ فرستاد ، بازو عتاب كرد عمر گفت زيرا كه آن حلّه بفروختى ، معاذ گفت ترا از آن چه نصيب من به من ده بتمامى و من سوگند خوردهام كه اين حلّه بر سر عمر زنم ، عمر گفت اينك سر من پيش تو و پيران با پيران رفق كنند ، دانم كه سخت نزنى .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٢٢٤