تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و روز قريظه و نضير بر خرى بود ، افسارى از ليف و پالانى از ليف بر وى . و خشوع فرمان بردن حق بود و تواضع گردن نهادن حق را و بر حكم او اعتراض ناكردن . حذيفه گويد رضى اللّه عنه نخست چيزى كه گم شود از دين شما خشوع بود . كسى را از خشوع پرسيدند گفت قيام دل پيش حقّ بهمّتى مجموع . سهل عبد اللّه گويد هركه دل وى خاشع بود ديو گرد وى نگردد . و گفته‌اند از نشانهاى خشوع آنست كه چون بنده را بخشم آرند يا او را مخالفت كنند خويشتن را بدان دارد كه بقبول پيش آن باز شود . و گفته‌اند خشوع دل ، بند چشم بود از نگريستن . محمّد بن علىّ الترمذى گويد خاشع آن بود كه آتش شهوت خويش فروكشد و دود دل خويش بنشاند و انوار تعظيم اندر دل خويش برافروزد تا شهوات « 1 » مرده گردد و دل زنده گردد و اندامهاى وى خاشع بود . حسن گويد خشوع بيمى بود ايستاده اندر دل او و ملازمت گرفته « 2 » . جنيد را پرسيدند از خشوع گفت دلرا نرم داشتن علّام الغيوب « 3 » را . قال اللّه تعالى و عباد الرّحمن الّذين يمشون على الارض هونا . و از استاد ابو على شنيدم كه معنى آن بود كه متواضع باشند . و هم از وى شنيدم كه آن باشد كه شراك نعلين نيكو نكنند چون روند . و اتّفاق كرده‌اند كه محلّ خشوع دلست و كسى را ديدند خويشتن را فراهم كشيده و شكسته و سر زانوها از سر بر گذاشته ، او را گفتند يا فلان خشوع اندر دل بود نه اندر سر زانو .
هامش
( 1 ) - اصل : شهوت خويش . ( 2 ) - متن عربى : الخشوع الخوف الدائم اللازم للقلب . خشوع ترسى است هميشگى با دل همراه . ( 3 ) - متن عربى : تذلل القلوب لعلام الغيوب . نرمسارى دلهاست پيش خداى رازدان .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 217 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر