تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
بود از مكروهها « 1 » [ يا فوت دوستى چيزى بود كه در آينده اميد ميدارد كه بوى رسد امّا آنچه اندر حال موجود بود خوف بوى تعلّق ندارد « 2 » ] . و خوف از خداوند سبحانه و تعالى آن بود كه ترسند از عقوبت او اندر دنيا يا اندر آخرت « 3 » و خداوند سبحانه خوف فريضه بكرده است بر بندگان [ چنان كه ] گفت و خافون ان كنتم مؤمنين . ديگر جاى گفت فايّاى فارهبون . و مؤمنان را بستود بخوف [ آنجا كه ] گفت يخافون ربّهم من فوقهم . [ از استاد ابو على دقّاق رحمه اللّه شنيدم [ كه ] خوف را مرتبهاست خوف است و خشيت و هيبة ، خوف از شرط ايمان بود و حكم او قال اللّه تعالى و خافون ان كنتم مؤمنين « 4 » ] و خشيت از طريق علم بود قال اللّه تعالى انّما يخشى اللّه من عباده العلماء . و هيبت از شرط معرفت بود قال اللّه تعالى و يحذّركم اللّه نفسه . ابو حفص گويد خوف تازيانهء خدايست تاديب كند « 5 » آن را كه از درگاه او رميده باشد . و ابو القاسم حكيم گويد خوف بر دو رتبت بود رهبت و خشيت ؛ صاحب
هامش
( 1 ) - مب : از مكروهات . ( 2 ) - مب : ندارد . متن عربى : لانه انما يخاف ان يحل به مكروه او يفوته محبوب . زيرا از آن ترسد كه مكروهى به دو رسد يا آنچه دلخواه اوست از دست او برود . و لا يكون هذا الا لشىء يحصل فى المستقبل فاما ما يكون فى الحال موجودا فالخوف لا يتعلق به . و اين ترس نباشد مگر براى آنچه در آينده خواهد بود و اما آنچه هم اكنون موجود باشد ترس بدان تعلق نگيرد . ( 3 ) - مب : اما در دنيا و اما در آخرت . ( 4 ) - مب : ندارد . ( 5 ) - اصل : بما از بد و آن را . ظ : باز آرد آن را .