تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
[ پس سى سال ديگر درنگ كردم دلم نشنيد الّا از زبانم ] . و يكى از مردمان گفتست زبانت از سخن دلت بنرهد ، و اگر خاك « 1 » شوى از حديث نفس رهائى نيابى . و اگر همه جهدها بكنى روح تو با تو سخن نگويد زيرا كه پوشندهء رازست . و گفته‌اند زبان جاهل كليد هلاك وى بود . و گفته‌اند محبّ چون خاموش بود هلاك شود و عارف چون خاموش بود پادشاه گردد . فضيل عياض رحمه اللّه گويد هركه سخن از عمل شمرد سخنش اندك بود مگر آنك او را به كار بايد « 2 » .
هامش
( 1 ) - اصل : خاموش . مب : اين روايت را كاملا غلط ترجمه كرده است از اين جهت نقل كرده نيامد . ( 2 ) - مب : آن گويد كه او را به كار آيد .