تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
حكايت كنند كى ذو النّون مصرى كسى را نزديك بو يزيد فرستاد تا خبر او باز پرسد و صفت وى بداند مرد ببسطام آمد و سراى بو يزيد پرسيد اندر نزديك ابو يزيد شد بو يزيد او را گفت چه ميخواهى گفت بو يزيد را ميخواهم بو يزيد گفت بو يزيد كيست « 1 » ديرست تا من بو يزيد را ميجويم ، مرد بيرون آمد و گفت اين ديوانه است با نزديك ذو النون شد و او را خبر داد كه بو يزيد را بر چه يافتم ذو النون بگريست و گفت برادر من بو يزيد بخداى شد با اقران خويش « 2 » . و از آن جمله صحو و سكر است . صحو بازآمدن بود با حال خويش و حس و علم ، با جاى آمدن پس از غيبت و سكر غيبتى بود بواردى قوى و سكر از غيبت زيادة بود از وجهى و آن آن بود كى صاحب سكر مبسوط بود چون اندر سكر تمام نبود خطر چيزها از دل وى بيفتد اندر حال سكر و آن حال تساكر بود كى وارد اندرو تمام نباشد و حس را اندرو گذر باشد « 3 » و قوى گردد سكر تا بر غيبت بيفزايد [ و ] بسيار بود كى صاحب سكر اندر غيبت تمامتر بود از صاحب غيبت چون سكر او قوى بود و باشد كه صاحب غيبت اندر غيبت تمامتر بود از صاحب سكر اندر سكر چون متساكر گردد و غيبت تمام نباشد و غيبت بندگانرا بدان بود كه غلبه گيرد بر دل ايشان چيزى از موجب رغبت و رهبت و خوف و رجا و سكر نبود الّا خداوندان مواجيد را چون بنده را كشف كنند بنعت جمال ، سكر حاصل آيد و طرب روح ، و دلش از جاى برخيزد و اندرين معنى آورده‌اند .
هامش
( 1 ) - متن عربى : من ابو يزيد و اين ابو يزيد . بايزيد كيست و كجاست . مب : مشوش و ناقص است . ( 2 ) - متن عربى : ذهب فى الذاهبين الى اللّه . يعنى با ديگر كسان كه در خدا فانى شدند فانى گشت . الذاهبين : كنايه از مردگان و فنا شدگانست چنان كه در گفتهء قس بن ساعده : فى الذاهبين الاولين من القرون لنا بصائر و معنى آن نه چنانست كه در آيهء شريفه : انى ذاهب الى ربى سيهه بن . ( 3 ) - مب : تا همينجا دارد آن هم ناقص و غير مطابق با متن عربى .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 112 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر