اكنون بدل هر ركعتى كى مرا ورد بود اكنون دو ركعت نشسته همىكنم از آن خبر كى [ نماز ] نشسته نيمهء نماز بر پاى بود .
و از اين طايفه بود ابو الحسين بندار بن الحسين الشيرازى رحمة اللّه عليه باصول عالم بود ، و حال او بزرگ و صحبت شبلى كرده بود ، وفات او بارّجان بود . اندر سنهء ثلث [ و ] خمسين و ثلثمايه .
بندار بن الحسين گويد با نفس خصومت مكن كه نه تراست و دست بدار تا آنك مالك اوست آنچه ميخواهد مىكند .
و گويد با مبتدعان صحبت كردن اعراض بار آرد از حق .
و گويد دست بدار از آنچه دوست دارى از بهر آنكه از وى بخواهى طلبيدن .
و از اين طايفه بود ابو بكر الطّمستانى ، صحبت ابراهيم الدبّاغ و پيران ديگر كرده بود و يگانهء وقت بود بعلم و حال ، وفات او اندر نشابور بود پس از [ سنهء ] اربعين و ثلثمايه .
ابو بكر طمستانى گويد نعمت بزرگترين ، بيرون آمدنست از نفس و نفس بزرگترين حجابى است ميان تو با خداى .
منصور بن عبد اللّه الاصفهانى گويد ابو بكر طمستانى گفت هرگاه كه دلرا همّتى بود اندر وقت ويرا عقوبت كنند .
هم او گويد راه پيداست و كتاب و سنّت در ميان ماست و فضل صحابه معلومست از آنك سابق بودند بهجرت و صحبت رسول صلّى اللّه عليه و سلّم و هركه از ما صحبت كتاب و سنّة كند و خويشتن و خلق را بشناسد و بدل با خداى هجرت كند او صادق و مصيب بود .
و از اين طايفه بود ابو العبّاس احمد بن محمّد الدينورى رحمة اللّه عليه صحبت يوسف بن الحسين كرده بود و ابن عطا و جريرى و عالم و فاضل بود و
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٨١