تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
اندر سنهء احدى و سبعين و ثلثمايه . حصرى گفت مردمان گويند حصرى بنوافل ميگويد ، وردهاست مرا از حال برنائى كه اگر يك ركعت دست بدارم با من عتاب كند . و گويد هر كى دعوى كند اندر چيزى از حقيقت دروغ‌زن كند او را گواه آشكارا ببرهان . و از ايشان بود ابو عبد اللّه احمد بن عطاء الرودبارى ، پير شام بود اندر وقت خويش و وفات او بصور بود اندر سنهء تسع و ستّين و ثلثمايه . على بن سعيد المصيصى گويد از احمد بن عطا شنيدم كه با شترى برنشسته بودم و پاى وى به گل و بريگ فرو شد من گفتم جلّ اللّه اشتر نيز گفت جلّ اللّه . ابو عبد اللّه الرودبارى چنان بود كه چون كسى از بازاريان اصحاب او را دعوت كردى و از جملهء صوفيان « 1 » نبودى خبر ندادى ايشانرا تا وى ايشانرا طعام دادى و چون فارغ شدندى با ايشان بگفتى كجا ميشويم و ايشان چون طعام خورده بودندى اندك خوردندى تا مردمانرا بايشان ظنّى نيفتد كى بدان بزه‌مند شوند . روزى ابو عبد اللّه رودبارى بر اثر درويشان همىرفت و عادت وى آن بودى كه بر اثر درويشان رفتى ، بقّالى زبان اندر ايشان گشاده بود كه اين حرام خوارگانند و آنچه بدين ماند پس اين بقّال گفت يكى از اين صوفيان صد درم از من وام خواست و باز نداد ندانم او را كجا جويم چون اندران دعوت شدند ابو عبد اللّه رودبارى اين خداوند سراى را گفت صد درم بيار و اين مرد از محبّان بود اگر خواهى كى دل من ساكن شود ، اندر وقت آن مرد درم بياورد بو عبد اللّه يكى را از شاگردان گفت اين برگير و بنزديك فلان بقّال برو بگو كه اين صد درم است كه آن صوفى از تو وام ستد و اندرين تأخير كه افتاد او را عذرى بود و هم‌اكنون بفرستاد بايد كى عذر بپذيرى
هامش
( 1 ) - اصل : يا كسى از جملهء متصوفه نبودى .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 84 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر