و گويد آفت بنده آنست كه بهرحال كه بود از خويشتن رضا دهد .
و ازين طايفه بود ابو الحسن علىّ بن احمد بن سهل البوشنجى رحمة اللّه عليه يكى بود از جوانمردان خراسان ، ابو عثمانرا و ابن عطا و جريرى و ابو عمرو دمشقى را ديده بود ، وفاة او اندر سنه ثمان و اربعين و ثلثمايه بود .
بوشنجى را پرسيدند كه مروت چيست گفت دست بداشتن از آنچه بر تو حرام است با كرام الكاتبين .
كسى او را گفت مرا دعا كن گفت خداى تو را از فتنهء تو نگاهدارد .
و گويد اوّل ايمان به آخر پيوسته بود .
و از ايشان بود ابو عبد اللّه محمّد بن خفيف الشّيرازى رحمة اللّه عليه ، صحبت رويم و جريرى و ابن عطا و پيران ديگر كرده بود و شيخ الشيوخ بود و يگانهء وقت ، وفاة او اندر سنه احدى و سبعين و ثلثمايه بود .
ابن خفيف گويد ارادت رنج دائم است و ترك راحت .
گويد مريد را هيچيز بتر از مسامحهء نفس نبود اندر رخصت فرا پذيرفتن و تأويل جستن .
پرسيدند ويرا از قرب گفت قرب تو از وى بالتزام موافقت و قرب او از تو بدوام توفيق بود .
ابو عبد اللّه صوفى گويد ابو عبد اللّه خفيف گويد بسيار بود كى اندر ابتدا ركعتى نماز ده هزار بار قل هو اللّه احد برخواندمى و اندر يك ركعت همه قرآن برخواندمى و بسيار بودى كه از بامداد تا نماز ديگر هزار ركعت نماز كردمى .
ابو عبد اللّه گويد از ابو احمد صغير شنيدم كه روزى درويشى درآمد و فرا شيخ ابو عبد اللّه خفيف گفت مرا وسواس رنجه ميدارد شيخ گفت صوفيان كه من ديدم بر ديو سخرّيت كردندى اكنون ديو بر صوفى سخريّت همىكند .
ابو العباس كرخى گويد از ابو عبد اللّه خفيف شنيدم گفت از نوافل باز ماندم
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٨٠