تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
اخلاص نام كرده‌اند و شره را انبساط و دون همّتى را جلدى نام كرده‌اند ، همه از راه برگشتند و بر راه مذموم همىروند و زندگانى اندر مشاهدة ايشان ناخوش بود و نقصان روح بود ، اگر سخن گويند بخشم گويند و اگر خطاب كنند بكبر بود ، نفس ايشان همى خبر دهد از ضمير ايشان و شره ايشان اندر اكل منادى همىكند از آنچه در اسرار ايشان است ، قاتلهم اللّه انّى يؤفكون . و اين آية تفسير كرده‌اند كه مراد بدين لعنة است . استاد ابو على گويد در مرو از پيرى شنيدم كه واسطى بدر دكان من بگذشت روز آدينه بود و بجامع مىشدم ، شراك نعلين وى بگسست گفتم ايّها الشيخ دستورى باشد تا نيك باز كنم نعلين تو ، گفت بكن و نيكو باز كردم گفت دانى كه چرا بگسست اين شراك گفتم تا شيخ بگويد گفت زيرا كه امروز غسل نكرده‌ام گفتم كه گرمابه هست اينجا در آنجا شو « 1 » گفت شوم ، بگرمابه بردم ويرا تا غسل بكرد . و از ايشان بود ابو الحسن الصائغ « 2 » نام او علىّ بن محمّد بن سهل الدّينورى رحمة اللّه عليه ، مقيم بود بمصر و مرگ او آنجا بود و از پيران و بزرگان بود . ابو عثمان مغربى گويد از پيران هيچ نورانىتر از ابو يعقوب نهرجورى « 3 » نديدم و بزرگ هيبت‌تر از ابو الحسن الصائغ . وفاة وى اندر سنهء ثلاث و ثلثمايه بود . او را پرسيدند از دليل كردن شاهد بر غائب گفت استدلال چون بود بصفات آنك او را مانند بود بر آنك او را مانند و نظير نيست . پرسيدند او را از صفت مريد گفت آنچه خداى گويد و ضاقت عليهم الارض بما رحبت و ضاقت عليهم انفسهم . و گويد احوال همچون برق بود و اگر بايستد نه حال بود حديث نفس بود و
هامش
( 1 ) - اصل : شود . ( 2 ) - متن عربى : ابو الحسن بن الصائغ . و آن اصح است . ( 3 ) - اصل : يعقوب نهرجوئى مب : يعقوب نهرجورى .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 68 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر