تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
كرده‌اند و بفرمانها قيام كردن و نگاهداشتن سرّ و از هر دو جهان خالى شدن . ابو على رودبارى گويد كى بنان حمّال را فرا پيش شير افكندند او را همى بوئيد و هيچ تصرف نكرد و چون ازان رهائى يافت گفتند اندر آن‌وقت اندر دل تو چه بود گفت اندر خلاف علما انديشه ميكردم « 1 » كه آب دهان او چون باشد . و از اين طايفه بود ابو حمزة البغدادى البزّاز رحمة اللّه عليه ، پيش از جنيد بود و از اقران وى بود و صحبت سرّى و آن حسن مسوحى كرده بود و عالم بود بقراءت و فقيه بود و از فرزندان عيسى بن ابان بود و احمد بن حنبل او را گفتى اندر فلان مسئله چگوئى يا صوفى ، گويند روز آدينه اندر مجلس سخن همىگفت از كرسى بيفتاد و فرمان يافت آدينهء ديگر ، و گويند وفاة او اندر سنهء تسع و ثمانين و مأتين بود . ابو حمزه گويد هركه طريق حق داند بر آن رفتن بر وى آسان بود و راه نيست بخداى الّا بمتابعت رسول صلّى اللّه عليه و سلّم اندر افعال و احوال و اقوال وى . ابو حمزه گويد هر كى ويرا سه چيز روزى كردند از همه آفتها برست ، شكمى خالى با دلى قانع و درويشى دائم با زهدى حاضر و صبرى تمام با ذكرى دائم . و از ايشان بود ابو بكر محمّد بن موسى الواسطى ، باصل خراسانى بود و از فرغانه ، صحبت جند كرده بود و آن نورى ، عالمى بزرگوار بود و بمرو نشستى و وفاة وى آنجا بود پس از سيصد و بيست . واسطى گويد خوف و رجا دو ماهاراند كى از بىادبى باز ميدارند . هم او گويد عوض طمع داشتن بر طاعت از فراموش كردن فضل بود . واسطى گويد هروقت كه خداى حوارى بنده خواهد او را اندرين جيفگان اندازد يعنى صحبت كودكان . محمّد بن عبد العزيز المروزى گويد كه واسطى گفت بىادبى خويش را
هامش
( 1 ) - مب : اندر آن بودم كه علماء خلاف كرده‌اند اندر جامى كه ددگان از وى آب خورند تا پاك يا نه ، لعاب دهان ايشان اگر بجامهء من رسد حكم آن چگونه باشد .