تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
بدان علّت طهارة كردى و فرا مسجد شدى و دو ركعت نماز گزاردى و يك بار اندر ميان آب شد و فرمان يافت هم آنجا رحمه اللّه . ابو بكر رازى گويد خوّاص گفت علم بيسيارى روايت نيست ، عالم آنست كى متابعت علم كند و بدان كار كند و اقتدا كند بسنّتها و اگرچه علم وى اندك بود . رازى گويد خوّاص گفت داروى دل پنج چيز است ، قرآن خواندن بانديشه و اندر وى نگاه كردن و شكم تهى داشتن و قيام شب و تضرّع كردن بوقت سحرگاه و با نيكان نشستن . و از ايشان بود ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد الخرّاز رازى رحمة اللّه عليه بمكّه مجاور بود و صحبت ابو حفص و ابو عمران الكبير كرده بود و از پرهيزگاران بود ، وفات وى پيش از سيصد و ده بود . دقّى گويد اندر نزديك عبد اللّه خرّاز شدم و چهار روز بود تا هيچ نخورده بودم ، گفت يكى از شما اگر روزى سه چهار ، نان نيابد ظاهر وى از گرسنگى فرياد همىكند . پس گفت اگر نفس ما هلاك بشود در آنچه ما اميد مىداريم از حق تعالى بسيار نباشد « 1 » . خرّاز گويد گرسنگى طعام زاهدان بود و ذكر طعام عارفان . و از اين طايفه بود ابو الحسن بنان بن محمّد الحمّال ، و اصل وى از واسط بود ، بمصر بودى و آنجا فرمان يافت ، وفاة وى اندر سنهء ست عشر « 2 » و ثلثمايه بود ، صاحب كرامات بود و حال او بزرگ بود . بنانرا پرسيدند از برترين حال صوفيان گفت « 3 » ايمن بودن بدانچه ضمان
هامش
( 1 ) - مب : بس گفت چه بودى اگر آنك او را به خدا اميدى بود هلاك شودى و آن بر وى دشوار نيامدى . ( 2 ) - اصل : ست و عشر . ( 3 ) - اصل : و گفت .