بدان علّت طهارة كردى و فرا مسجد شدى و دو ركعت نماز گزاردى و يك بار اندر ميان آب شد و فرمان يافت هم آنجا رحمه اللّه .
ابو بكر رازى گويد خوّاص گفت علم بيسيارى روايت نيست ، عالم آنست كى متابعت علم كند و بدان كار كند و اقتدا كند بسنّتها و اگرچه علم وى اندك بود .
رازى گويد خوّاص گفت داروى دل پنج چيز است ، قرآن خواندن بانديشه و اندر وى نگاه كردن و شكم تهى داشتن و قيام شب و تضرّع كردن بوقت سحرگاه و با نيكان نشستن .
و از ايشان بود ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد الخرّاز رازى رحمة اللّه عليه بمكّه مجاور بود و صحبت ابو حفص و ابو عمران الكبير كرده بود و از پرهيزگاران بود ، وفات وى پيش از سيصد و ده بود .
دقّى گويد اندر نزديك عبد اللّه خرّاز شدم و چهار روز بود تا هيچ نخورده بودم ، گفت يكى از شما اگر روزى سه چهار ، نان نيابد ظاهر وى از گرسنگى فرياد همىكند . پس گفت اگر نفس ما هلاك بشود در آنچه ما اميد مىداريم از حق تعالى بسيار نباشد « 1 » .
خرّاز گويد گرسنگى طعام زاهدان بود و ذكر طعام عارفان .
و از اين طايفه بود ابو الحسن بنان بن محمّد الحمّال ، و اصل وى از واسط بود ، بمصر بودى و آنجا فرمان يافت ، وفاة وى اندر سنهء ست عشر « 2 » و ثلثمايه بود ، صاحب كرامات بود و حال او بزرگ بود .
بنانرا پرسيدند از برترين حال صوفيان گفت « 3 » ايمن بودن بدانچه ضمان
هامش
( 1 ) - مب : بس گفت چه بودى اگر آنك او را به خدا اميدى بود هلاك شودى و آن بر وى دشوار نيامدى .
( 2 ) - اصل : ست و عشر .
( 3 ) - اصل : و گفت .