مرا اندر شما لطيفهء ماندست كه مراد خويش بيابم از شما گفتم چيست گفت صحبت كودكان .
ابو سعيد گويد با صوفيان صحبت كردم و چندانك صحبت كردم هرگز ميان من و ايشان خلاف نبود گفتند چرا گفت همه با ايشان بودم و بر خويشتن بودم .
و ازين طائفه بود ابو عبد اللّه محمّد بن اسمعيل المغربى استاد ابراهيم شيبان بود و شاگرد على رزين ، صد و بيست سال عمر وى بود و وفاة وى اندر سنهء تسع و تسعين و مأتين بود و كار وى عجب بود و هيچيز كى دست آدمى فرا آن رسيده بودى نخوردى به چندين سال ، و بن گياه خوردى و چيزهاء كه عادة كرده بود « 1 » .
ابو عبد اللّه مغربى گويد فاضلترين وقتها آبادان داشتن وقتست بموافقت .
هم او گويد خوارترين مردمان درويشى بود كى با توانگرى مداهنه كند يا او را متواضع باشد [ و عزيزترين خلقان آنست توانگرى « 2 » كه درويشان را متواضع باشد ] « 3 » و حرمت دارد .
و از ايشان بود ابو العبّاس احمد بن محمّد مسروق « 4 » از طوس بود و ببغداد نشستى صحبت حارث محاسبى كرده بود . و آن سرىّ سقطى ، وفاة او در بغداد بود اندر سنهء تسع و تسعين و مأتين .
ابن مسروق گويد كه هركى اندر خواطر دل با خداى مراقبت بجاى آرد ، و خداى « 5 » ويرا اندر حركات جوارح معصوم دارد .
ابن مسروق گويد تعظيم حرمت مؤمنان از تعظيم حرمت خداى بود « 6 » و بنده
هامش
( 1 ) - مب : چندين سال بيخ گياه خورد و بدان عادت كرده بود .
( 2 ) - ظ : عزيزترين خلقان توانگرى است كه الخ .
( 3 ) - مب : ندارد .
( 4 ) - مب : محمد بن مسروق .
( 5 ) - ظ : بجاى آورد خداى .
( 6 ) - مب : تعظيم و حرمت داشت مؤمنان از تعظيم و حرمت .