جنيد گويد راهها همه بر خلق بستهاند مگر آنك بر اثر رسول صلّى اللّه عليه و سلّم رود .
ابو عمرو انماطى گويد از جنيد شنيدم كه اگر صادقى بهزار سال با خداى گردد پس يك لحظه ازو برگردد آنچ از وى گذشت بيش از آنست كى بيافت .
جنيد گويد هر كى حافظ قرآن نباشد و حديث ننوشته باشد بوى اقتدا مكنيد كى علم ما مقيّد است بكتاب و سنّت .
ابو على رودبارى گويد جنيد گفت كى مذهب ما بر كتاب و سنّت بسته است .
جنيد گويد كه علم ما بحديث پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم بستست .
على ابن ابراهيم الحدّاد گويد حاضر بودم بمجلس ابو العباس سريج سخنها همىگفت در فروع و اصول كى من عجب بماندم از ان چون آن اندر من بديد گفت دانى از كجاست گفتم قاضى بگويد گفت از بركات مجالست ابو القاسم جنيد .
جنيد را پرسيدندكى اين علم از كجا يافتى گفت [ از نشستن ] « 1 » براى خداى تعالى سى سال در زير آستانه و اشارة به آستانهء در سراى خويش كرد .
و از استاد ابو على دقّاق شنيدم كه جنيد را ديدند تسبيحى اندر دست گفتند با اين همه شرف تسبيح بدست مىگيرى گفت طريقى است كه بدين بخداى رسيدم و ازين جدا نشوم .
جنيد هر روز بدكان شدى و پرده فرو هشتى و هر روز چهارصد ركعت نماز كردى و پس با خانه شدى « 2 » .
هامش
( 1 ) - در اصل نيست از متن عربى اضافه شد .
( 2 ) - « مب » اضافه دارد : عجب دارم از آنك بيابانها بگذارد تا بخانهء وى رسد و آثار پيغامبران بيند تا چرا از نفس و هواء خويش بنه برد تا بدل رسد و آثار خداوند خويش بيند و هم او گويد هرگه مريد دنيا زيادت طلب كند آن از جملهء ادبار وى بود