خلافت امير المؤمنين الطايع للّه ابو بكر بن المطيع هفده سال و نُه ماه « 1 »
1 چو طايع در ايران زمين شاه شد * همه ملك او را نكوخواه شد
در ايّام آن شاه اقليم شام * به حكم سماعيليان شد تمام
بر آن مملكت پادشا شد عزيز * به تدبير و دانش به جنگ و ستيز
چو شد سال تاريخ بر شصت و هفت * ز شيراز عضد سوى بغداد رفت
5 جهان را سرآورد بر بختيار * ز دولت بر آن ملك شد كامكار
خليفه پذيره شدش با سپاه * نپذرفته ز آن پيش كس را به راه
عضد سر از اين بركشيد از مهان * به فرمان درآورد ملك جهان
نكويى به هر كار كرد آشكار * از او گشت آباد آن خوش ديار
سوى عالمان و بزرگانِ دين * وظايف از او شد مقرّر گزين
10 هر آنك از خليفه همى سركشيد * به تدبير او جمله فرمان گزيد
بويژه مهين قيصر روم بود * كه از سالها باز جنگ آزمود
به تدبير او را عضد كرد رام * كه حاجت نيامد كشيد انتقام
بزد سكه بر نام اغطوس « 2 » در آن * كه در روم بود اوّل قيصران
يكى لوح زرّين نوشته بر او * به سريانى آن شه به خطّى نكو
15 كه : « رفته از اين دور چندان زمان « 3 » * يكى پادشا خيزد از ديلمان
كه دارد چنين و چنان شكل و خو * اگر ز آنكه آرد سوى روم رو
ز نسلم هر آنكو بود پادشا * مبادا كه گردد مخالف ورا
هامش
( 1 ) سب : عنوان ندارد .
( 2 ) ( ب 13 ) . در اصل و سب : اعطس .
( 3 ) ( ب 15 ) . سب : چندين زمان .