پادشاهى المكتفى باللّه ، وليد بن يزيد بن عبد الملك بن مروان ، يك سال و دو ماه
لقب مكتفى باللّه او را مهان * نهادند و شد پادشاهِ جهان
شهى بود زنديق و بَداعتقاد * شمردى به دل كارِ بيداد داد
چو گشتى به شهوت دلش كامران * نُبد فرقى از محرم و ديگران
در اسلام هرچيز بودى حرام * از آن بيشتر جُستى آن شاه كام ( 380 )
5 چنين گفتى او : « نايب پادشاه * بود از فرستاده برتر به جاه »
نظر بر نبى داشت و بس كارِ خويش * شمردى از او پايهء خويش بيش
ورا اهلِ اسلام كافر از اين * شمردندى و زين از او داشت كين
چو شد پادشاه آن تبهكار مرد * بَسى رسم و آئين ناخوب كرد
ز ازواج « 1 » هشّام از نيك و بد * ستد هرچنان چون سزد
10 چنان كردشان كز براى خورش * بُد از كديهشان بيشتر پرورش
بَسى را زِ اركان دولت همان * به سختى رسانيد آن بدگمان
بهانه كه هشّام با او ستم * به گفتارشان كردى از بيشوكم
دلِ همگنان شد رميده از او * از اين زشت آيين و ناخوب خو
ز مصحف يكى روز در آزمون * همىخواست آورد فالى برون
15 برآمد زِ جبّار فال و عنيد * بدرّيد و زين در سخن گستريد : « 2 »
هامش
( 1 ) ( ب 9 ) . در اصل : ارواح .
( 2 ) ( ب 15 - 14 ) . تاريخ گزيده / 286 : روزى به مصحف فال گرفت . اين آيت برآمد :وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ .[ قرآن ، سورهء ابراهيم ، آيه 15 ] وليد برنجيد و مصحف بدريد و اين ابيات بگفت .