پادشاهى الداعى الى اللّه ، سليمان بن عبد الملك بن مروان ، دو سال [ و ] هشت ماه « 1 »
سليمان پس آنگاه شد تاجور * به جاى برادر به حُكم پدر
در آن قوم چون او نُبد ديگرى * به شيرينزبانى سخن گسترى
الى اللّه داعى لقب شد ورا * ز نيكو نهادى و پاكيزه را
چو شد پادشاه آن خردمند مرد * همه كارهاى سزاوار كرد
5 از آن جمله فرمود كاندر عراق * چو حجّاج بُد ظالم و پُرنفاق
هرآن چيز ناحق زِ مردم ستد * ز مالش دهند باز با حقّ خود
چو كرد اينچنين نيكوى با سَران * شدش نام مفتاح خير اندر آن
ز مرگ هبيره ، « 2 » قتيبه خبر * چو بشنيد در كار شد چارهگر
فرستادهاى را دگر سرفراز * به پيش سليمان روان كرد ساز
نامهء قتيبه « 3 » به سليمان و پاسخ آن
10 سه نامه به نزديكى او نوشت * به باغ سخن تخم دانش نكِشت
يكى تعزيتنامه بَهر وليد * دوم تهنيت در مهى گستريد
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : دو سال هشت ماه . طبرى 9 / 3943 : مدت زمامدارى وى دو سال و هشت ماه ، پنج روز كم و به قولى دو سال و هشت ماه و پنج روز بود . طلحة بن ابى محمّد به نقل از مشايخ خويش گويد : سليمان بن عبد الملك سه سال خلافت كرد . ابو معشر گويد : مدت خلافت وى سه سال ، چهار ماه كم بود .
( 2 ) ( ب 8 ) . : هبيرة بن مشمرج كلابى .
( 3 ) ( عنوان ) . در اصل : نامه ؟ ؟ ؟ قنبه .