پادشاهى المؤتمن باللّه مروان بن الحكم بن ابى العاص بن اميّه دو سال و يك ماه « 1 »
ز هجرت شده سال بر شصت و چار * مَه هفتمين شد شهى نامدار
لقب مؤتمن باللّه او را عرب * نوشتند و خواندنديش زين لقب
از اين كار ضحّاك « 2 » و چندى سران * گرفتند از آن شهر خرّم كران
برافراخت مروان به خورشيد سر * جهانى درآورد در زيرِ پَر
5 پس از مدّتى مامِ خالد « 3 » بخواست * مگر گرددش ز آن سبب كار راست
ندانست كان خود زِ جانش دمار * برآورد خواهد همى خوار خوار
از آن پس سپه كرد و بَر عزمِ جنگ * به پيكار ضحّاك شُد بىدرنگ ( 322 )
حرب مروان حكم با هواخواهان عبد اللّه زبير
وز آنروى ضحّاك و هركس كه او * ز ابن زبيرى بدى تازه رو
به مرزى كه راهط « 4 » بود نامِ آن * فراز آمدند اين سرانِ جهان
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : دو سال يك ماه . هشام بن كلبى گويد : مروان از آن پس كه با وى بيعت كردند نُه ماه ببود و به قولى از پس بيعت خلافت ، ده ماه سه روز كم ببود . ( طبرى 7 / 3253 ) و در تاريخ گزيده 269 ، يك سال و نه ماه آمده است . تاريخ يعقوبى 2 / 200 ، نه ماه آورده است .
( 2 ) ( ب 3 ) . : ضحاك بن قيس فهرى .
( 3 ) ( ب 5 ) . : خالد بن يزيد بن معاويه .
( 4 ) ( ب 9 ) . به جنگ مرج راهط مشهور است و طبرى 7 / 3162 آورده است : در مرج راهط از قيسيان چندان كس كشته شدند كه در هيچ جنگى كشته نشده بود .