450 بنى امّيّه را در آن سربهسر * گرفتند و بستند بر يكدگر
به زندان فگندند ، ليكن زيان * نكردند بر كس از ايشان به جان « 1 »
چو آگاه شد زين حكايت يزيد * به خود بر از اين گيتى آشفته ديد
به نعمان بشير « 2 » انصاريان * بفرمود تا در نصيحت ميان
ببندد شود سوىِ آن بوموبر * به گفتار گردد در او چارهگر
455 مگر آوردشان از اين بازِ راه * نبايد از ايشان شدن رزمخواه
بشد مرد و اندر نصيحت زبان * گشاد و سخن گفت چندى در آن
به گفتن نپذرفت از او پند كس * از آنجا به ناچار شد باز پس
يزيد ، مسلم عقبه « 3 » را با سپاه * فرستاد از شام از آن جايگاه
كه از صلح گويد در اوّل سَخُن * اگر نشنوند افگند جنگ بُن
460 بشد مُسلم و شهريان را ز راه * به فرمانبرى خواند آن رزمخواه
نپذرفت كس هيچ گفتارِ او * وز اين شد مدينى از او جنگجو
هرآن كو توانست شد رزمخواه * به پيكار شامى سپه شد به راه
به پيش اندرون فضل عبّاسِ « 4 » شير * دگر هركه بُد نامدار و دلير
شتابان از آن شهر اين مردمان * برفتند بر جنگِ شامى دمان
465 فرود آمده بود شامى سپاه * به خيمه درون مسلمِ رزمخواه
چنان حمله كردند بر شاميان * كه جُستى كنارى عدو از ميان
سپاهِ مدينى چنان رزمخواه * برِ خيمهء مسلم آمد ز راه
زِ اتباع مُسلم غلامى دلير * برِ فَضل عبّاس آمد چو شير
چو پوشش نكو داشت آن شيرمرد * به مسلم شمردش عدو در نبرد
470 بكوشيد تا كرد او را تباه * برآورد فرياد در رزمگاه
كه بر مسلم از من سرآمد زمان * سرآرم زمان بر سپاهش همان « 5 »
ز خيمه به دو گفت مسلم كه من * به جايم ز بَهر تو دوزد كفن
هامش
( 1 ) ( ب 451 ) . در اصل : ارشان ؟ ؟ ؟ نحان .
( 2 ) ( ب 453 ) . در اصل : نعمان بن يسر .
( 3 ) ( ب 458 ) . در اصل : فرستاذ ار شام . مسلم بن عقبة المرى .
( 4 ) ( ب 463 ) . در اصل : فصل عباس . : فضل بن عباس بن ربيعة بن حارث بن عبد المطلب .
( 5 ) ( ب 471 ) . در اصل : بر سباهش ممان .