تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة فهرست 5

مساهمون:

صفهرست ٥
رحلت پيامبر اكرم ( ص ) در سال يازدهم هجرى و مسألهء جانشينى و خلافت آن حضرت و التهابات ژرف و دامنه‌دار وقوع آن ضايعهء هولناك ، پيكرهء جامعهء نوپاى اسلامى را در نخستين مراحل حيات خود دچار زخمهاى عميق كرد و آثار آن جراحتها تا هم‌اكنون نيز برجاى مانده است . بذر مسموم و معيوب آن التهاب كه در نخستين ساعات رحلت وجود مبارك نبىّ اكرم ( ص ) بر كجراههء پرنفاق « سقيفهء بنى ساعده » پراكنده شد ، موجد نفاق و انشقاقى زيانبار شد كه مسموميّت آن از مدينه و كوفه و كربلا گذر كرد و تا دورترين مرزهاى جهان اسلام رسيد . حمد اللّه مستوفى صاحب ظفرنامه با ذكاوتى كم‌نظير سير حوادث اين برههء سرنوشت‌ساز را با بيانى موقّر و نرم‌آهنگ ، امّا مؤثّر بررسى و گزارش كرده است . وقايع دوران خلفاى راشدين ( از خلافت ابو بكر تا پايان خلافت « خاتم خلفاى راشدين » امام حسن مجتبى « ع » ) را به نحوى دقيق و موشكافانه شرح كرده است . در ظاهر آرام كلمات و مضامين خود ، به دور از شعارهاى التهاب‌برانگيز ، با بيان عقلائى وقايع ، خوانندگان خود را عملا در مسير نفس الأمر و حقيقت ماجراها قرار داده است . دست آخر نيز با ظرافتى ويژه دوران خلفاى راشدين را كه معنون به عنوان « خلافت » بوده است ، در حكومت بنى اميّه با عنوان « تغلّب و تسلّط حكام بنى اميّه » آغاز مىكند و بلافاصله بر صدر عنوان نخستين حاكم سلسلهء اموى به قصد و عمدى معنادار عنوان « پادشاهى معاوية بن ابى سفيان به تسلّط و تغلّب » را به كار مىبرد و بدين ترتيب داورى خود را از همان آغاز عرضهء ذهن خواننده مىدارد . امّا در كنار اين عناوين ، از امامان دوازده‌گانه ، عليهم السّلام ، به تفكيك زمانى و در جاى خود با عنوانى مستقل ياد مىكند و در عنوان ترجمهء هر امام با عنوانهاى « امام اعظم » ( در مورد امام محمّد باقر « ع » ) و « امام معصوم » ( در باب ديگر ائمّهء طاهرين تا امام دوازدهم ) ياد كرده است . روش مختار ما در تصحّيح اين مجلّد از ظفرنامه نيز مبتنى است بر تصحّيح انتقادى متن بر بنيان نسخهء واحد ( منحصر به فرد ) ( نسخهء مورّخ 807 موزهء بريتانيا كه در حين تصحّيح اين متن تنها نسخهء شناخته شده تلقّى مىشد ) . توضيح بيشتر در اين باره را ، براى پرهيز از پردامنه شدن كلام ، به مقدمهء مصحّح در مجلّد نخست ( احوال رسول اللّه « ص » ) واگذاشته و خوانندهء عزيز را بدان ارجاع مىدهم . پيش از پايان اين مقال شايستهء توضيح است كه از ابتداى كار تصحّيح انتقادى متن