ز تخم برادر سه مرد دلير * برفتند با او به كردارِ شير
ز تخم ابو طالب آمد عقيل * ز حارث بشد نوفل بىبديل « 1 »
خليفه ز عُتبه ، نيا بو لهب « 2 » * برفتند هر سه به دشتِ شغب
اميّه هميدون نمىشُد به راه * به يارى ابا آن جفاجو سپاه
3440 لعينِ ابد ، عُقْبَهء « 3 » زشتخو * كه بر سيّدِ پاك كرد او تفو
به دو گفت : « چون من به فرمان تو * تفو كردم از بهرِ پيمانِ تو
تو از بهرِ گفتارِ من « 4 » اين زمان * به مردى ببند اندر اين كين ميان »
اميّه به دو گفت ك « ز سالخورد * نيايد نكوكارِ جنگ و نبرد
ز پيرى به تن درندارم توان * چگونه به پيكار گردم روان ؟ »
3445 لعين گفت : « عبّاس از تو مِه است * روان شد چو از عهدِ ما آگه است
چو عمّ محمّد درآيد به جنگ * تو زو بازمانى ، بود بر تو ننگ »
نپذرفت گفتار عُقْبَه « 5 » در اين * از او گشت عُقْبَه به دل خشمگين
بياورد چرخِ زنان پيش او * به دو گفت : « از اين جو كنون رنگ و بو
چو مردى ندارى كه آيى به جنگ * بسان زنان جو كنون بوى و رنگ »
3450 اميّه از اين گشت پرجوش و تاب * برون شد به سوى سپه در « 6 » شتاب
بشد با پسر سوى آن كارزار * ز گفتارِ مرد لعين داشت عار
در اين وقت رنجور بُد بو لهب * نشايست شد رزمجو با عرب
هامش
( 1 ) ( ب 3437 ) . نوفل بن حارث بن عبد المطّلب .
( 2 ) ( ب 3438 ) . در هيچ يك از منابع ، از قبيل طبرى و ابن هشام و ابن خلدون و حتّى حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده ذكرى از « خليفة بن عتبة بن ابو لهب » ذكرى ندارند ، مگر آنكه در ضبط « خليفه » تصحيف يا تحريف و تخليطى رخ نموده باشد .
( 3 ) ( ب 3440 ) . در اصل : عتبه . عقبة بن أبى معيط .
( 4 ) ( ب 3441 ) . در اصل : حو من .
( 5 ) ( ب 3447 ) . در اصل : كفتار عتبه . در سيرت رسول اللّه اين واقعه چنين بيان شده است : « و عقبة بن أبى معيط خبر شد و برفت و به استهزاء مجمرهاى برگرفت و پرآتش كرد و بخوراتى چند در آن ريخت و ببرد و پيش اميّة بن خلف بنهاد و گفت : برخيز و دامن بر سر اين فروكن كه تو از جمله زنانى و زنان بخورات دوست دارند ، أميّه از سخن وى به خشم شد و سخنى چند بگفت و دشنامى چند به وى داد و اسب و سلاح بخواست و هم از در مسجد حرم برنشست و برفت و باز لشكر پيوست » ( ص 542 ) .
( 6 ) ( ب 3450 ) . در اصل : بسوى شبه در .