كه در يكى از كتيبهها به « سلطان كرميانى » موسوم شده است ، دختر خود دولت خاتون را براى نزديكى به عثمانيان به عقد ازدواج بايزيد صاعقه درآورد . او در سال 738 ه . ق / 1381 م نيز حكومت داشت .
دولت خاتون ، مادر سلطان محمد چلبى عثمانى و دختر مطهره خاتون ( همسر سليمان شاه كرميانى ) و نوادهء مولانا جلال الدين رومى بود . او در سال 816 ه . ق / 1413 م درگذشت و در بروسه دفن شد .
يعقوب جانشين سليمان شاه ، برادر ناتنى دولت خاتون ( از مادر جداگانه ) بود و در يك كتيبهء تركى واقع در كوتاهيه به تاريخ 814 ه . ق ، ذكر شده كه او نوهء اميرى به نام امور است .
پس از آنكه سليمان شاه ، كوتاهيه را بهعنوان جهاز دخترش به عثمانيان بخشيد ، تا سال 790 ه . ق / 1388 م حكومت كرد و سپس درگذشت و پسرش يعقوب دوم در سال 792 يا 793 ه . ق / 1390 م به حكومت نشست ولى در همين سال ، بايزيد صاعقه بر او خشمناك شده و يعقوب را در قلعهء ايبصاله در نزديكى گاليپولى زندانى كرد و آنگاه تمام قلمرو او را به سرزمينهاى عثمانيان افزود . اما يعقوب بك توانست خود را از بند نجات دهد و به تيمور پناهنده گردد . پس از پيروزى تيمور در جنگ آنكارا سال 805 ه . ق / 1042 م يعقوب به قلمرو خود بازگشت و تيمور نيز او را مكلف كرد كه همراه با موسى چلبى ، جنازهء بايزيد را به بروسه حمل نمايند .
روابط يعقوب با سلطان محمد چلبى و مراد دوم دوستانه بود تا جايى كه وقتى از ناحيهء ابن قرامان احساس خطر كرد به سلطان مراد دوم پناهنده شد و از خطر هجوم بنى قرامان مصون ماند . چون يعقوب فرزند ذكور نداشت ، طبق وصيتش تمام قلمرو خود را به سلطان مراد دوم بخشيد و در سال 832 ه . ق / 1428 م درگذشت و با وفاتش دولت كرميانيان منقرض شد .
از كرميانيان يك نوع سكه بسيار كمياب باقى است . قلمرو اين خاندان ، برخى از شهرهاى بسيار مهم از جمله كوتاهيه ، عشاق ، قوله ، دكزلى ، سيما و قراحصار را دربر داشت و در ايام عثمانيان ، تمام قلمرو آنها به دو بخش كرميان و قراحصار تقسيم گرديد و كوتاهيه به مقر رئيس
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1493
مساهمون: شرف الدين على يزدى
ص١٤٩٣