تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1495

مساهمون:

ص١٤٩٥
( 342 ) . ( ص 1212 ) : . . . و شيخ محمود زنگى عجم كه كتاب جوش و خروش كه مشتمل است بر شمه‌اى از مآثر و مفاخر حضرت صاحبقرانى نظم اوست . . . جلال الدين محمود زنگى عجم قلندر كرمانى ، از دانشمندان و پيران محتشم قرن هشتم ؛ او به صفت فضل و لطف طبع موصوف بود ؛ خواند مير در حبيب السير از كتاب جوش و خروش وى نام برده است . فصيحى خوافى و محرابى كرمانى از او با عنوان صوفى قلندر و قلندر كرمانى نام برده‌اند . محرابى كرمانى مىنويسد كه قريب سيصد قلندر همراه او بودند و « بارها با حاكم شهر ياغى شده و بر بالاى بام لنگر رفته يرغو كشيده ؛ . . . او چهل قلندر ناوك‌انداز داشته و مسافرت بسيار كرده . . . و در پوست تخته طريقت مثل او ديگرى ننشسته . . . » بر اثر قهر شاه شجاع سه داغ بر اسافل بدن او گذاشته شد و اين موضوع باعث شد تا او ديگر در كرمان نماند . اولين بار وى به همراه شيخ على ترك به حضور تيمور رسيد و چون تيمور از آنان پرسيد كه كيستيد ، محمود زنگى گفت :
دو پيريم هردو نشسته به هم * على ترك و محمود زنگى عجم
او به هنگام بازگشت تيمور از جنگ با سلطان عثمانى ، به همراه جمعى از بزرگان كرمان درصدد ملاقات با تيمور برآمد و مىخواست در اين ملاقات كتاب جوش و خروش خود را به او تقديم كند . اما در سال 806 ه . ق ، به هنگام عبور از آب كر در حوالى تفليس در آب افتاده و غرق شد . بعدها پسر او مولانا قطب الدين نسخهء دست‌نويس پدرش را به نظر تيمور رسانده ، و صله‌اى از او دريافت كرد . اين بيت مقطع بعضى از غزليات شيخ محمود است .
بنويس شعر محمود اگرت پسند افتد * كه به لطف ابن زنگى دگر از عجم نزايد
فهرستوارهء كتاب‌هاى فارسى ، ج 2 ، تهران ، ص 1066 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، ج 2 ، ص 770 ؛ حبيب السير ، ج 3 ، ص 550 ؛ مجمل فصيحى ، ج 3 ، صص 1009 - 1010 ؛ در باب ديوان اشعار ، خانقاه و وجه تسميهء زنگى عجم ، ر . ك : شاهنامه آخرش خوش است ، ص 179 ، 180 ؛ در شهر نىسواران ، ص 515 ، 516 .