كردهاند و گفتهاند كه دهلى و ديگر نواحى قلمروش را از مصايب اقتصادى و ناامنى حاكم بر آن نواحى پس از يورش تيمور رهانيد ؛ براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : تاريخ فرشته ، ج 1 ، صص 161 - 163 ؛ داستان تركتازان هند ، ج 1 ، صص 480 - 483 ؛ تاريخ مباركشاهى ، صص 182 - 183 .
( 265 ) . ( ص 981 ) :
برومند باد آن هماويون درخت * كه در سايهء او توان برد رخت
كه از سايه آسايش جان دهد * كه از ميوه آرايشخوان دهد
اين شعر از اشعار نظامى در شرفنامه است . براى اطلاع بيشتر ، ر . ك : شرفنامه ، صص 132 - 133 .
( 266 ) . ( ص 983 ) : . . . و روز روشن به چشم صغير و كبير تيرهتر از شب روى شسته به قير مىنمود . . .
اين جمله نويسنده تلميحى است به ابياتى از اشعار فردوسى كه در آغاز داستان بيژه و منيژه آمده است :
شبى چون شبه روى شسته به قير * نه بهرام پيدا نه كيوان نه تير
سپاه شب تيره بر دشت و راه * يكى فرش افكنده چون پرزاغ
( 267 ) . ( ص 985 ) : . . . قبهء بارگاه خلافت پناه به اوج مهر و ماه برآمد . . .
اين عبارت تلميحى است از شعر حافظ :
عزيز مصر به رغم برادران غيور * ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسيد
از غزلى به مطلع :
بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد * نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد
ديوان حافظ ، ص 490 .