ايشان استنكاف كرد ، همه را مخابط ضلالت و مهابت جهالت ديد . . . » . براى اطلاع بيشتر ؛ ر . ك :
تاريخ يمينى ، ص 280 .
( 260 ) . ( ص 955 ) : سلطان محمود . . . ، متوجه قنوج شد و لشكر اسلام را به اين حدود رسانيد و صاحب ترجمهء يمينى آن غزوه را طراز مواقف و مغازى يمين الدوله محمود دانسته . . .
براى آگاهى بيشتر در اينباره ، ر . ك : ذكر فتح مهرّ و قنّوج ؛ تاريخ يمينى ، صص 377 - 386 .
( 261 ) . ( ص 967 ) : شاه اسكندر ( - 819 ، 820 ه . ق ) اسكندر شاه ميرى ملقب به بتشكن فرزند بزرگ سلطان قطب الدين هندال ( م 796 ه . ق ) پادشاه كشمير كه پس از فوت پدرش به حكومنت كشمير نشست و در ابتدا به كمك مادرش سوره يا حورا به امور كشوردارى پرداخت ؛ براى آگاهى بيشتر دربارهء وى ، ر . ك : تاريخ فرشته ، ج 2 ، صص 340 - 341 .
( 262 ) . ( ص 972 ) :
گليم بخت كسى را كه بافتند سياه * سفيد كردن آن نوعى از محالات است
اين بيت از عراقى است ؛ كليات عراقى ، ص 152 .
( 263 ) . ( ص 972 ) :
هركه با نوح نشيند چه غم از طوفانش
اين مصرع اشارهاى است به اين بيت حافظ :
اى دل ار سيل فنا بنياد هستى بركند * چون ترا نوح است كشتىبان ز طوفان غم مخور
ديوان حافظ ، ص 516 .