تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1429

مساهمون:

ص١٤٢٩
( 169 ) . ( ص 570 ) : . . . امير شيخ ابراهيم . . . در هنگام عرض تقوز كه از هر نوع نفايس و تبركات نه‌نه مىكشيد ، هشت مملوك زر خريده ، به محل عرض رسانيد و خود در ميان ايشان ايستاده ، تقوز به نفس خود تمام كرد . . . معاذى شاعر تبريزى كه در دربار سلاطين شروان بوده اين ماجرا را به نظم آورده و گويد :
غلامان تركى زبان هشت برد * بجاى نهم خويشتن را شمرد چو گل شاه بشكفت از كار او * از آن كرده شد گرم بازار او
براى آگاهى بيشتر به مقاله حاج حسين نخجوانى با عنوان معاذى تبريزى ، مجلهء ارمغان ، س 14 ( 1312 ) ، ش 2 ، صص 91 - 96 ، رجوع نماييد . ( 170 ) . ( ص 574 ) :
دوستان را كجا كند محروم * آن‌كه با دشمنان نظر دارد
اشارتى است به شعر سعدى در مقدمهء گلستان ؛ گلستان ، ص 49 . ( 171 ) . ( ص 574 ) : الفتنة نايمة لعن اللّه من ايقظها فتنه در خواب است ، لعنت كند خدا بر آن‌كه او را بيدار كند . فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 345 . ( 172 ) . ( ص 577 ) : طهرتن طهرتن امير ارزنجان بود كه در سال 781 ه . ق / 1379 م اين شهر را مركز حكومت خويش قرار داد و شهرهاى بايبورد ، كماخ ، ارزروم و ترجان را ضميمهء قلمرواش كرد و پس از چندى در آنجا اعلان استقلال كرد و به نام خود سكه زد . پس از چندى دولت نوپاى او مورد حملهء علاء الدين على فرمانرواى ارتنا قرار گرفت ولى طهرتن با كمك اميران آق‌قوينلو ، توانست علاء الدين على را از ارزنجان بيرون كند . او پس از دريافت پيام تيمور به او پيوست و اظهار اطاعت كرد و ارزنجان را از خطر نابودى نجات داد و در لشكركشى تيمور به آناتولى نيز با او