ديگرى بيان مىكند كه به نظر خودش صحيح است . او اين روايت را از خواجه ابو بكر خنبهاى شنيده است كه اهالى كاليوين براى روى برگرداندن تولى از محاصرهء آنان با فرستادن 80 نفر از مردان مبارز و صاحب نام از عياران گربز به هرات ، ملك ابو بكر و منكتاى [ ظفرنامه : منكياى ] را كشتند . اهالى قلعهء كاليوين كه قبل از آمدن تولى دوبار سپاه چنگيز را از فتح قلعهء خود نااميد كرده بودند ، از بيم اينكه مبادا سپاهيانى از اطراف خراسان از جمله هرات به كمك تولى بيايند ، با اين حربه توجه او را از محاصرهء قلعه منحرف كردند ؛ براى آگاهى بيشتر ؛ ر . ك : تاريخنامهء هرات ، صص 72 - 73 .
( 50 ) . ( ص 152 ) : بلوغ الآمال فى ركوب الاهوال رسيدن اميدها در سوار شدن ترسهاست ؛ خزينة الامثال ، ص 58 .
( 51 ) . ( ص 158 ) :
وقت ضرورت چو نماند گريز * دست بگيرد سرِ شمشير تيز
اين بيت از اشعار سعدى است در گلستان ، حكايت اول از باب اول ؛ گلستان ، ص 58 .
( 52 ) . ( ص 165 ) : « . . . و اتابك ازبك را يرليغ به آل تمغا داد . . . » منظور اتابك مظفر الدين ازبك ( حك : 607 - 622 ) از اتابكان آذربايجان است . وى كه از حدود سال 600 ه . ق به داعيهء سلطنت برخاسته بود ، برادر اتابك ابو بكر و شوهر دختر طغرل سوم است . دورهء پانزده سالهء سلطنت او كه مردى ضعيف النفس و شرابخوار و بو الهوس بود ، واقعهء مهمى ندارد ، جز تجاوزات دائمى گرجيان به حدود مشكين ، اردبيل و استيلاى مغول در سال 617 ه . ق .
( 53 ) . ( ص 168 ) : « . . . چنگيز خان را چون ضعف بر مزاج غالب شد ، فرزندان و برادران و قراچارنويان را بخواند . . . » .
قراجارنويان از طايفهء برلاس از امراى مغولى است كه مور خان دورهء تيمورى سعى در آن