و در آنجا ساورى در ميان بود و آش كشيده ، كه باز كس آمد كه به تعجيل بيايند « 1 » ، روان سوار گشته ، استعجال فرمودند و به سمرقند شتافته از عزّ تلافى حضرت صاحبقرانى به مراقى سعادت و كامرانى صعود نمودند و سراى ملك خانم به باغ چنار فرود آمد ، و تومان آغا به باغ بهشت و حضرت صاحبقران به آنجا نزول « 2 » فرمود ، و از فرّ قدوم فرخنده به حقيقت باغ بهشت « 3 » شد .
و چون از يورشى كه بعضى نتايجش فتح تمام ممالك شام و مصر و روم بود ، رايت نصرتشعار در غايت استعلا و اقتدار به مستقرّ سرير سلطنت پايدار مراجعت نمود و برحسب عادت روزگار مولع بر زوال و انتقال جاى آسيب عين الكمال بود ، نيل ملال بر جمال حال كشيده آمد ، و مزاج مبارك از نهج اعتدال انحراف پذيرفته ، اندك مرضى طارى شد و بعد از يك هفته از داروخانهء
( وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ )
« 4 » به شفا مبدّل گشت ، و بعد از صحت ، مسند ابهّت و جلال به باغ شمال انتقال يافته ، چند روز به دولت و اقبال توقف افتاد و در آنجا به جهت فرزندى كه از بيكسى متولد شد ، تمام آغايان و شاهزادگان و نويينان جمع آمده ، جشنى پادشاهانه مرتب گشت ، و بعد از آن باغ بلند از شكوه مقدم ارجمند ، فردوس مانند شد ، و از آنجا روحآسا كه پرتو حيات و بقا بر قالب اندازد به داخل سمرقند درآمد و خانهء شاهزادهء سعيد محمد سلطان - خصّ بمزيد الرحمة و الرضوان - به كرامت نزول همايون اختصاص يافت و فرمان شد كه متصل به مدرسهاى كه معمار همت شاهزادهء مشار اليه ، انشا كرده ، گنبدى جهت مرقد منوّرش بسازند . برحسب فرموده در پيشگاه ساحت خانقاه ، متصل به صفهء جنوبى ، قبهاى فلك مثال برافراختند و ايزارهء آن را از رخام منقّش به زر و لاجورد مرتب ساختند و سردابهاى از براى مدفن مغفرت معدن ، بپرداختند و خانهاى چند كه در حوالى آن بود ويران ساخته ، باغچهاى بهشت آيين ترتيب كردند . و مطرح انوار الهامات حقانى يعنى ضمير منير حضرت صاحبقرانى پرتو اعتنا و اهتمام بر استكشاف احوال خاص و عام انداخت ، و به غور قضاياى
هامش
( 1 ) . م : بياييد .
( 2 ) . م : - نزول .
( 3 ) . م : - بهشت .
( 4 ) . شعراء / 80 .