تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
سير دورى داد تا در هر شبانه‌روزى - كه بيست و چهار ساعت است - يك دوره كند و از آن دوره لازم آيد كه روشنى آفتاب بر روى زمين ، گاه پنهان و گاه پيدا باشد و از اين ظهور و خفا ، روزوشب پديد آيد و از روزوشب ، ماه و سال ظاهر گردد و به حسب قرب و بعد جرم آفتاب از خطّ استوا و افق ، فصول اربعه معيّن آيد . [ نظم ]
زان نهادند اين سطرلابى به دست * تا بدانى هر بد و نيكى كه هست اين رقم‌ها زان بر اين جدول كشيد * تا همى اوج و هبوط آيد پديد
و جواهر آبدار را به وساطت حركات هوا بر اوج ثريّا رسانيد و جرم هوا را به سبب برودت به مركز ثرى فرستاد و هيولاى آتش را به واسطهء يبوست و خفّت ، مصعّد گردانيد و محيط جوهر خاك را به علت يبوست و برودت و ثقل ، مجاور مركز خاك فرمود و از امتزاج بخار و دخان در فضاى هوا ، باد و باران و رعد و برق و شهب و صواعق موجود گشت و از زبدهء لطايف چهار اسطقس ، مواليد ثلاثه در وجود آورد و جنس حيوان موجود گردانيد و از ساير مخلوقات نوع انسان را كه اكمل و اشرف است و به تشريف
وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا
« 1 »
تَفْضِيلًا
« 2 » مشرّف گردانيد و لباس « خلق اللّه آدم على صورته » 15 درپوشانيد و به حليهء نظر و زيور عقل سمت اختصاص و دولت امتياز ارزانى فرمود تا قابل قبول لمعان انوار الهى و شايستهء ادراك اسرار نامتناهى گشت و چون سقف نگارخانهء افلاك و سطح نزهت‌سراى خاك به نقوش ماه‌پيكران ملايك و صور نازنينان
مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ
« 3 » مشرّف و مزيّن گشت . طاووسان ملأ اعلى و شاهبازان حصار
أَوْ أَدْنى
« 4 »
أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
« 5 » كه به صفت
لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
« 6 » موصوفند به امر
كُنْ فَيَكُونُ
« 7 » و واسطهء تركيب كاف و نون در فضاى هواء
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
« 8 » پرواز كردند . گلستان معرفت را بلبل خوشنوا و
هامش
( 1 ) . متن : خلق . ( 2 ) . اسراء / 70 . ( 3 ) . كهف / 31 . ( 4 ) . نجم / 9 . ( 5 ) . فاطر / 1 . ( 6 ) . تحريم / 6 . ( 7 ) . يس / 82 . ( 8 ) . صافات / 164 .