« . . . تكلّفى در عبارت كرده نشد . . . و از وقوع تكرار كه مترسّلان از آن انديشند مبالاتى چندان نرفت مگر در اشعار . . . كه تكرار در آن همانا بسيار نباشد . . . » « 1 »
و نيز تأكيد دارد كه اگر خوانندهء كتابش ، با نظر تأمل و تدبر مطالبى را كه او دربارهء دلاورىها و شجاعتها و تدابير تيمور دربارهء امور حكومتىاش نوشته است ، مطالعه كند ، يقين خواهد نمود كه آنچه او گفته و نوشته است ، مبالغه نبوده است . « 2 »
شرف الدين على يزدى شروع ظفرنامه را پس از حمد و ستايش خدا و پيامبر برگزيدهاش با حدود هشتاد بيت از منظومهاش كه به بحر تقارب در ذكر فتوحات تيمورى سروده ، آغاز كرده است و بهرهگيرى از اشعارش را تا انتهاى كتاب بارها تكرار كرده است كه شايد مىخواسته تقليد گونهاى از الاوامر العلائيه انجام داده باشد . « 3 »
او همچنين با توجه به فحواى متن كتاب ، اشعار شعراى بزرگى همچون خيام ، سعدى ، حافظ ، نظامى ، كمال اصفهانى ، خواجه عماد فقيه ، متنبى ، صفى الدين حلى ، ابو فراس حمدانى ، متنبى و . . . را تضمين كرده است .
7 - م . ظفرنامه از نگاه ديگران
مورخان و نويسندگان پس از شرف الدين على يزدى ، با زبان تمجيد از ظفرنامه ياد كردهاند . كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى ، كتاب او را چون « درّى جهانافروز » وصف كرده و اين بيت را در ستايش كتاب ظفرنامه سروده است :
آفتابست آن كتاب شريف * كز فروغش جهان شود روشن « 4 »
دولتشاه سمرقندى ، شرف الدين على يزدى را قدوة الفضلا و زبدة العرفا خطاب كرده است و با استناد به گفتهء فضلاى هم عصرش مىنويسد كه : « . . . الحق صافتر از
هامش
( 1 ) . همان ، ص 248 .
( 2 ) . ظفرنامه ، ص 1338 .
( 3 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، ج 4 ، ص 485 .
( 4 ) . مطلع سعدين و مجمع بحرين ، ج 2 ( 1 ) ، ص 450 .