نظم
به ميرى و شاهيش ميلى نبود * به اشغال دينى تقاعد نمود
به غير از حدود و نواحى كش * نكرد از ممالك دگر جاى خوش
و او دو پسر داشت امير طراغاى و امير هسمه ( ؟ ) و امير طراغاى پدر حضرت صاحبقرانى است و به حكم آنكه در صبحدم هرچند طلوع آفتاب نزديكتر شود تباشير انوارش عالمافروز و رخشندهتر گردد و همگى همت امير طراغاى بر تقويت و تمشيت مسلمانى و رعايت و محافظت مسلمانان مصروف بود . ساحت دولتش پيوسته قبلهء حاجات علما و فضلا و مجلس رفيعش ، مجمع صلحا و فقرا بودى و با شيخ عالى مقدار شمس الدين كلار 72 كه نسبت خرقهاش به حضرت ولامآب كرامت انتساب ، شيخ الاسلام مغفور مبرور ، شيخ شهاب الدين سهروردى - قدس اللّه روحه العزيز - منتهى مىشود ، ارادت صادق داشتى و به مجالس مبارك او آمد شد بسيار فرمودى .
نظم
جهان كرم بود و بحر سخا * نكوكار و ديندار و فرخلقا
ز ابر كفش تازه بستان جود * ز رأيش منور سپهر وجود
و به تاريخ سنهء اثنى و ستين و سبعمائه موافق سيچقانئيل در حدود خطّهء دلكش كش نداى
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 1 » را اجابت فرمود و او را در پيش پدر و برادر و ديگر اقربا نهادند و در سنهء خمس و سبعين و سبعمائه معمار همت صاحبقران قبهاى در جوار مزار شيخ بزرگوار شمس الدين كلار - قدّس سرّه - كه در جنب مسجد جامع واقع شده ، احداث نمود و او را بدانجا نقل فرمود .
بيت
به مينو روانش پر از نور باد * به عزّ لقا شاد و مسرور باد
هامش
( 1 ) . فجر / 28 .