ز سنبل طراوت گرفته گلش * ز گل يافته زينتى سنبلش
هرآنكس كه رويش كماهى بديد * يقين دان كه صنع الهى بديد
به پيش قدش سرو بر جا بماند * نشستن نيارست برپا بماند
و او را به شوهر دادند ديون بايان نام - كه پسر عمش بود - و والى و خان مغول او بود و او را از او دو پسر آمد ، يكى ايلكدى و ديگر ايلچكدى و چون شوهرش متوفى شد ، او به حكومت و پرورش پسران مشغول گشت و در آن حال ارادت الهى چنان اقتضا كرد كه آن بانوى بىمثال بر بستر استراحت غنوده بود كه ناگاه روشناييى ديد كه بر آن خانهء تاريك تافت و آن نور روشنى به كام و دهان او فروشد . در خود نوعى آبستنى يافت ، چنان كه مريم بنت عمران به نفخ جبرئيل ، بىواسطهء پدر آبستن شد و هردو از قدرت خداى غريب نيست .
بيت
حكايات مريم اگر بشنوى * به آلانقوا همچنان بگروى
پس قوم و تبع او را از اين حالت انكار به خواطر راه دادند و زبان ملامت دراز كردند . آلانقوا ، اكابر و اصول قوم را حاضر كرد و گفت : « خداى تعالى بر من گواه است و از عصمت من آگاه . اگر شما را دغدغهاى در خاطر هست به خرگاه من بياييد تا اين سرّ بر شما روشن شود » . ايشان چند روز مترصد اين معنى مىبودند تا مشاهده نمودند كه نورى از روزن خرگاه او درمىآمد و بيرون مىرفت . بدين سبب شكى كه در خاطر ايشان [ بود ] مرتفع شد و زبان ملامت كوتاه كردند و او در زمان وضع حمل ، سه پسر آورد . يكى را بوقىقتغن نام كرد كه قوم قتغن از نسل اويند و دويم را بوقاچى سالجى كه سالجوت از قوم اويند و سيوم را بوزنجر كه كوچكتر ايشان بود و او اصل نسل تمام سلاطين ترك است و مجموع خانان مغول از نسل اويند و نسل اين سه پسر را كه سبب پيدا شدن ايشان نور بوده ، نيرون گويند و نسل آن دو پسر را كه از ديون بايان بودهاند درلگين و ايشان در نسب از نيرون نازلترند و ظهور بوزنجر در زمان خروج ابو مسلم مروزى بوده .