بقول راورتى سه و چهار جاى بدين نام مشهوراند ، و اين سنگ سوراخ در وادى هلمند ( ؟ ) در شمال غرب غزنى بود ، كه راه غزنه و غور از آن ميگذشت ( نوت 441 راورتى بر ترجمهء طبقات ) در نقشهء كانستيبل يك درهء سرخ سنگ در شمال غرب غزنى نشان داده شده است ( حواشى هوديوالا بر ايليوت 2 - 692 ) اما ازين توضيح راورتى و هوديوالا نيز چيز مفيدى بدست نمىآيد .
بابر در تزك خود مكررا از سنگ سوراخ نام مىبرد ، وى در حدود 910 ه قبل از فتح هند صحرانشينان ولايت كابل را هزاره سلطان مسعودى و افغانان مهمند داند ( ص 89 ) و باز گويد كه به جهت تاختن هزاره سلطان مسعودى سوارى نموده شد ، به راه ميدان آمده ، از كوتل چرخ شباشب گذشته وقت فرض در نواحى جغتو ( بر ) هزارها تاخته ، ازنجا به راه سنگ سوراخ برگشته ( ص 92 ) ازين بيان بابر واضح مىآيد كه از كابل به طرف غرب حركت كرده از راه ميدان به چرخ لوگر و جغتو رفته و از راه جنوبى و سنگ سوراخ بكابل برگشته باشد .
جاى ديگر گويد : در ميان دشت نزديك ترك فرود آمده شد ، از آنجا كوچ نموده در كنار آب گومل فرود آمده شد ، از دشت به طرف غزنى دو راه آمده يكى راه سنگ سوراخ كه از ترك گذشته بفرمل مىآيد ، يكى كنار آب گومل را گرفته به ترك نرسيده اين هم بفرمل مىآيد ( ص 95 ) بعد از ين بابر گويد كه ما راه گومل را گرفته و از كوه سليمان گذشته به طرف جنوب به كنار سند رسيديم در اين جا دشت بايد همين دشت وسيع جنوب شرقى غزنى در كتهواز و وازهخوا باشد كه ترك به دو فتحه هم پهلوى آن افتاده و مسكن قوم معروف ترهكى است و آب گومل و فرمل هم در آخر همين دشت در شرق جنوب واقعاند . پس بايد سنگ سوراخ هم در جنوب شرق غزنى بين كتواز و فرمل و گومل واقع باشد ، كه از آنجا راهى هم شمالا به چمكنى و جاجى پيوسته باشد .
در اين جا اين نكته را هم بايد خاطر نشان كرد : كه اگر دشت بابر همين وازهخوا باشد ، پس بين آن و غزنى وادى كته و از واقع مىشود ، كه اين نام در همين كتاب دو بار كته باز آمده ( رجوع به فهرست ) در پنبتو كته ( سنگ ) و ( و از ) - ( باز ) چيز گشاده و سوراخ است ، و امكان دارد ، كه سنگ سوراخ تعبير فارسى كلمه گته و از پنبتو باشد و الله اعلم .
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 396
مساهمون: عبدالحى حبيبى
ص٣٩٦