تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
از افاضل دران وقت [ ( 1 ) ] بيتى گفته است چون لطيف است [ ( 2 ) ] آورده شد ، تا در نظر پادشاه اسلام آيد ، و اهل بلاد تولك را بدعا ياد دارند ، خواجه امام جمال الدين خازنچى [ ( 3 ) ] گويد ، ( رحمة اللّه عليه ) نظم
گفتم حبشى نيزه‌ور ! اين خسران چيست ؟ * با تو لكيان شكنجه و زندان چيست ؟ گفتا كه منم كفشگر و فيقو سگ * سگ داند و كفشگر كه در انبان چيست ؟
« رحم اللّه الماضين منهم ، و ادام دولة السلطانية » [ ( 4 ) ] چون تولكيان از حشم و رعايا استرادت [ ( 5 ) ] پذيرفتند ، و بر وى خروج كردند ، و او را بگرفتند ، و قلعهء تولك و حبشى نيزه‌ور را بدست ملك قطب الدين ( باز ) دادند تا [ باز دارد ] و ملك قطب الدين بدان قلعه آمد ، و پسر ( خود ) ملك تاج الدين ( محمد ) را بدان قلعه نصب كرد ، و خال اين كاتب كه منهاج ( سراج ) است ، و اسم او قاضى جلال الدين مجد الملك احمد عثمان حاكم نيشاپور [ ( 6 ) ] بود ، خواجه و متصرف بود ، چون حبشى نيزه‌ور بدست ملك قطب الدين آمد ، مدتى او را مقيد داشت ، بعاقبتش اجازت داد ، تا به قلعهء فيوار رفت و آنجا ملك [ قلعه ] اصيل الدين [ ( 7 ) ] نيشاپورى بود ، او را بگرفت ، و شهيد كرد ، و چون قلعهء كاليون بدست كفار افتاد ، [ ( 8 ) ] اهل قلعه تولك كه قرابتيان [ ( 9 ) ] خواجه بودند ، در شهور سنه سبع [ و ] عشر و ستمائة پانزده سرخيل هم از قرابتيان [ ( 4 ) ] با هم بيعت كردند ، و خواجه را شهيد گردانيدند ، و پسر ملك قطب الدين ( را ) به خدمت پدر [ او ] باز فرستادند ، و در مدت چهار سال با كفار جهاد بسيار كردند ، و اين كاتب كه منهاج [ ( 10 ) ] سراج است ، درين
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : افاضل درين بينى ؟ [ ( 2 ) ] مط و مب : لطيف بود ، [ ( 3 ) ] كذا در مط و مب و راورتى ، اصل : جلال الدين حارزيحى ، راورتى گويد كه اين به معنى خزانه دار است و در نسخ بصور ذيل آمده : حاريحى جارولحى ، حارزيحى [ ( 4 ) ] كلمات بين « » در مب نيامده [ ( 5 ) ] مط و مب : استزادت [ ( 6 ) ] كذا فى الاصل ، مط و مب : حاكم نيشاپورى بود ، راورتى : حاكم نساوى [ ( 7 ) ] راورتى پهلوان اصيل الدين [ ( 8 ) ] مط و مب : آمد ، [ ( 9 ) ] اصل : قرابتان [ ( 10 ) ] راورتى : منهاج الدين سراج