حكايت ( حكايتى ) بدين [ ( 1 ) ] موضع لايق است ، آورده شد ، از وقايع آن وقت :
در شهور سنه اثنى [ و ] عشرين و ستمائة كاتب اين طبقات منهاج سراج را اتفاق سفرى افتاد ، ( كه داعى دولت سلطان معظم است ) باسم رسالت از غور ، باشارت ملك سعيد ركن الدين محمد عثمان مرغنى [ ( 2 ) ] طاب ثراه ،
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : برين
[ ( 2 ) ] اصل : مراغى ، مط و مب مراعى ، راورتى : مرغنى ، وى گويد مرغنى خانهوادهء معروفى است كه آل كرت ناميده مىشود ، لن پول نيز در دول اسلاميه مرغنى مىنويسد ( 401 ) سيفى هروى مؤرخ معاصر ملوك كرت در تاريخ خود اين نام را مرغنى مىآورد و در يك نسخهء خطى آن كه در ملك دوست دانشمند من آقاى سرورخان گويا در كابل موجود است ، مكررا ( مرغنى ) ضبط شده ، چون سيفى معاصر اين دودمان بوده ضبط وى را معتبرتر مىشمارم . وى از كتاب تاريخ هرات كه شيخ عبد اللّه فامى نوشته بود بيتى چند از قصيدهء غراى اين شيخ نقل مىكند كه در مدح عز الدين عمر مرغنى است ، و مطلع آن قصيده چنين بود :ايام شد مساعد و اميد شد غنى * در عهد عز الدين عمر آن شاه مرغنىقاقيت قصيده تا آخر به همين اسلوب است ، و بكلمات روشنى فروتنى ، توسنى و غيره ابيات آن ختم مىشود ، پس اگر ( مرغنى ) را بصورتيكه برخى از مورخين بزيادت ياى منقوطه ( مرغبنى ) نوشتهاند ، بخوانيم ، وزن عروضى قصيده مىشكند ، كذلك بقول مورخ موصوف ( كوشك مرغنى ) از ابنية معروف هرات بود ، كه آن را عز الدين عمر مرغنى بر كنار نهر انجيل بنا نهاده بود ، و اين قصر تا زمان حملهء تيمور در شهر هرلت باقى بود ، كه بقول مطلع سعدين و حبيب السير لشكر تيمور در وقت حمله و يورش از قريب كوشك مرغنى از ممرى كه آب انجيل به شهر داخل ميشد ، در آمده و دروازها را شكستاندند .
از روى اين دلايل تاريخ بايد گفت كه مرغنى بدون ياى بعد از غين درست تر خواهد بود و آنچه آقاى عباس اقبال در تاريخ استيلاى مغل ( ص 267 ) مكررا مرغينى نوشتهاند ، بدلايل سابقه مستند به نظر نيامد ، نويسنده چنين مىپنداشتم كه اين تسميه بايد منسوب باشد به مرغينان كه در ما وراء النهر از اشهر مدن فرغانه بود ( مراصد ص 367 ) ولى در حين تحرير اين سطور از فضلاى هروى پرسش كردم ، گفتند ، كه مرغن نام جائى است در هرات ، على اى حال صورت ( مرغنى ) اقرب بصواب به نظر مىآيد و اين سخن نزد نويسنده مشكوك است ، كه آيا منسوب به نام جائى است يا نام كدام قبيله ؟ ! ! ابن الاثير نيز در حوادث ( 602 ه ) نام محمد مرغنى و برادرش محمد بن عثمان را مرغنى بدون يا نوشته است ، ( ج 12 ص 86 )