تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
بود همه مردان كار ، و سران [ ( 1 ) ] كارزار خونخوار ، ايشان را [ ( 2 ) ] به جهت غنايم باعجميان خوارزمى خصومت شد ، از لشكر سلطان [ ( 3 ) ] جدا شدند و به طرف ديگر رفتند ، سلطان ماند با لشكر ترك [ ( 4 ) ] چون فيقو نوين مغل شكسته شد ، نزديك چنگيزخان بازرفت چنگيزخان از پشته نعمان ، با فوج و حشم ، كه با او [ ( 5 ) ] يار بودند ، رو ( ى ) بغزنين نهاد ، و با سلطان جلال الدين منكبرنى ، و ملك خان هرات و ديگر ملوك خوارزمى كه با او بودند ، بر لب آب سند مصاف كرد سلطان جلال الدين و لشكر اسلام شكسته شد ، و بر آب سند زدند ، مسلمانان بعضى غرق شدند ، و بعضى شهادت يافتند ، و بعضى اسير گشتند ، و اندكى از آب سند بيرون آمدند [ و اللّه اعلم بالصواب ]

حديث گشاده شدن ( قلع ) ولخ و طخارستان و قلعه‌هاى ( بلاد ) باميان

چون بفرمان چنگيزخان ارسلان خان قيالق [ ( 6 ) ] مسلمان با لشكر خود ، و طولان چربى [ ( 7 ) ] مغل بپاى قلعه ولخ [ ( 8 ) ] رفتند ، مدت هشت ماه آنجا بنشستند [ ( 9 ) ] و چون آن قلعه از هيچ طرف راهى نداشت ، لشكر مغل را فرمان داد تا از اطراف و حوالى آن كوهها درخت و شاخ ميزدند [ ( 10 ) ] و در پاى قلعه
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب و راورتى : و سواران كارزار [ ( 2 ) ] مط و مب : آن طايفهء اعراق را به جهت [ ( 3 ) ] مط و مب : شد لشكر اعراق از سلطان [ ( 4 ) ] مط و مب : سلطان با لشكر ترك بماند [ ( 5 ) ] مط و مب : باز بودند [ ( 6 ) ] اصل : قبالق ، مط و مب : فيالق راورتى قيالق كه پيشتر هم گذشت ، [ ( 7 ) ] مط و مب : جزيى [ ؟ ] ، اصل حربى ، شرح آن گذشت [ ( 8 ) ] اصل : ولح كه شرح آن گذشت [ ( 9 ) ] اصل : نبشتند [ ( 10 ) ] مط و مب : مىبريدند [ ( ) ] ( بقيه حاشيه ص 118 ) پس اغراق بغين معجمه درست است ، آقاى عباس اقبال نيز در تاريخ مغول ( ص 60 - 62 ) سيف الدين را ملك اغراق مىنويسد ، و همين شكل اصح به نظر مىآيد . هر چند اعراب ( قرار ضبط نسخهء من و يكى از نسخ مآخذ مط ) نيز پيش از هجوم مغل در سواحل آمو و صفحات شمال هندوكش ساكن بودند ، ولى وجود يك دستهء قشون منظم آنها درين عصر مستبعد به نظر مىآيد ، و در جهان‌گشاى ( ج 2 ) نيز اغراق مكررا به نظر مىآيد ، و در ديوان لغات الترك محمود كاشغرى نيز اغراق بكسرهء اول يكى از قبايل بيست‌گانهء ترك است ( 1 / 28 )