و آب سند باز آمد ، ركن الدين را با خود به حضرت آورد ، كه خلق را نظر بر وى بود چون بعد از ملك ناصر الدين محمود ، مهتر پسران ( سلطان ) بود . چون سلطان شمس الدين از تخت دنيا بملك آخرت خراميد ، باتفاق ملوك و اكابر مملكت سلطان ركن الدين بتخت نشست ، و در سه شنبه بيست و يكم ماه شعبان [ ( 1 ) ] سنه ثلاث و ثلاثين و ستمائة ، تاج و تخت از فرو بهاء او زيب و زينت گرفت ، همكنان بجلوس او شادمانه [ ( 2 ) ] شدند ( و تشريفات پوشيدند ) چون ملوك از حضرت مراجعت كردند ، ركن الدين در خزاين بكشاد و بعشرت مشغول شد ، و در بذل اموال بيت المال به ناموضع [ ( 3 ) ] افراط نمودن گرفت . از غايت حرص كه بر عشرت و لهو داشت ، مصالح ملكى و امور مهمل ماند [ ( 4 ) ] ، و والدهء او شاه تركان ، در حل و عقد ملك تصرف كردن [ ( 5 ) ] گرفت ، و فرمان ميداد . و چون در حيات سلطان شمس الدين از ديگر حرمها غيرت و رشك ديده بود ، بحرمها مضرت رسانيد [ ( 6 ) ] ، و بعضى ازيشان بظلم [ ( 7 ) ] و تعدى ، باطل و هلاك كرد و خاطر اهل مملكت ، از عهد ايشان غبار گرفت ، و با آن حركات پسر سلطان را ( كه او را ) قطب الدين لقب بود ، و پسر شايسته [ و اميدوار بود ] هر دو چشم او را بفرمود ، تا ميل كشيدند ، بعد [ از ] آن بقتل رسانيد ، مخالفت ملوك ، بدين سبب ظاهر شد [ ( 8 ) ] . ملك غياث الدين محمد شاه ( بن سلطان ) [ ( 9 ) ] كه در سن كمتر از ركن الدين بود ، در او ده مخالفت نمود و خزاين لكهنوتى را ( كه ) به حضرت مىآوردند تصرف ميكرد و بعضى از قصبات ( هندوستان ) را نهب و تاراج گردانيد [ ( 10 ) ] و ملك عز الدين سالارى كه مقطع بداون بود ، عصيان ظاهر كرد ، و از اطراف ديگر ملك علاء الدين جانى كه مقطع لوهور بود ، و ملك عز الدين كبيرخانى
هامش
[ ( 1 ) ] مط : روز سه شنبه 29 شعبان يكى از مأخذهاى مط : شب سه شنبه 21 شعبان . در نسخ راورتى هر دو صورت منقولست ، طبقات اكبرى : شنبه 633 ه .
[ ( 2 ) ] مط : شادمان شدند
[ ( 3 ) ] مط : در غير موضع . پ : مانند متن
[ ( 4 ) ] مط : حرص او بر عشرت و لهو كار ملك و مصالح دولت و انتظام امور سلطنت مختل ماند و والده
[ ( 5 ) ] مط : نمودن گرفت
[ ( 6 ) ] مط : بدان جماعت اهل حرم مضرت
[ ( 7 ) ] اصل : تظلم
[ ( 8 ) ] مط : بدين وسايل ظاهر شدن گرفت
[ ( 9 ) ] راورتى : بن سلطان شمس الدين .
[ ( 10 ) ] مط : كرد .