تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
در سال سنه احدى [ ( 1 ) ] و اربعين و ستمائة ، شبى بر سبيل مهمان در خانهء او نزول شد ، از وى سماع افتاد : كه چون از آن پل گذشته شد ، پانزده روز ميان شعاب جبال شامخات بالا ( و ) شيب ، قطع منازل و مراحل كردند ، شانزدهم روز بصحن زمين تبت وصول نمود ( تمام ) آن زمين ( و ) قبايل معمور بود ، و ديهاء آبادان . اول بموضعى رسيدند ، كه آنجا قلعهء بود ، چون لشكر اسلام دست بنهب بردند ، اهل ( آن ) قلعه و حوالى براى دفع پيش باز آمدند و جنگ پيوستند ، و از بامداد تا نماز ديگر مقاتلهء صعب رفت ، و جمع بسيار از لشكر اسلام كشته و خسته گشتند و تمامت سلاح آن جماعت از پاره‌هاى ( نى ) نيزه بود ، چنانچه جوشن و برگستوان و خود و سپر ، همه قطعه قطعه بريشم خام [ ( 2 ) ] بر هم بسته و دوخته و جمله [ ( 3 ) ] خلق تير انداز [ ( 4 ) ] و كمانهاى بلند بودند . چون شب لشكرگاه شد ، جمعى را كه اسير [ ( 5 ) ] كرده بودند ( پيش آوردند و ) تفحص نمودند . چنان تقرير كردند : كه بر پنج فرسنگى آن موضع شهريست ، آن را كرم بتن [ ( 6 ) ] خوانند در آنجا به قدر سيصد و پنجاه هزار ترك شجاع و تير انداز باشد ، همان لحظه كه سوار مسلمان برسيد ، قاصدان بفرياد رفته‌اند تا خبر كنند ، بامدادان سواران [ ( 7 ) ] برسند . داعى وقتى كه به طرف لكهنوتى بود ، ذكر آن شهر تفتيش كرده بود ، شهريست بس بزرگ ، تمام بارهء او از سنگ ، تراشيده ( و ) جماعت برهمنان و نوينان [ ( 8 ) ] اند ، و آن شهر در فرمان مهتر ايشانست ، و دين ترسائى دارند
هامش
[ ( 1 ) ] مط و اصل : كذا . حاشيه مط : اثنى . متن راورتى : اثنى . حاشيه وى : احدى . [ ( 2 ) ] اصل و پ : برسم خام . راورتى : بريشم يا برسم [ ( 3 ) ] اصل : و چون خلق [ ( 4 ) ] اصل : تير انداز و ترك و كمانهاى . [ ( 5 ) ] اصل : امير . [ ( 6 ) ] كذا در اصل و پ و مط . در نسخ ماخذ مط : كرم ببن يا لرم بين . نسخ راورتى : كربتن ، كرپتن ، كره‌پتن كورپتن ، كرم بتن . زبده التواريخ : كرشين ، كرشن . مورخان ديگر كرم سين . در اراضى گور كه شهرى بنام دهرم پتن و شهر ديگر نپال نپال‌لايته‌پتن پتن بود ، كه به اين نام شباهتى دارند . [ ( 7 ) ] مط : بامداد آن سوار بر ان برسند [ ( 8 ) ] مط : نوينان ، توتيان . پ : توتيان . اصل : نوپيانند راورتى : نوين‌ها ، شايد نوين مغلى باشد كه ذكر شد . بقول كارترمر املاى صحيح اين كلمه توين است ( تاريخ مغل 198 ) در جهانگشاى جوينى ( 1 : 241 ) آمده كه مسيحيان و راهبان بودائى را مغولها توين خوانند ، و در تاريخ رشيدى نيز توين راهب بودائى است و جوينى گويد : در زعم جماعت منزويان بت‌پرستان كه بلغت ايشان توين خوانند .