تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
تا بدين وقت در ممالك بنگ فرمانده‌اند . چون محمد بختيار آن ممالك [ ( 1 ) ] را ضبط كرد ، شهر نوديه [ ( 2 ) ] را خراب كرد [ ( 3 ) ] ، و بر موضعى كه لكهنوتى است دار الملك ساخت ، و اطراف آن ممالك را در تصرف آورد ، و خطبه و سكه در ( هر ) خطه قايم كرد ، و مساجد و مدارس و خانقاهات ، در ان اطراف بسعى جميل او و امر [ ( 4 ) ] او بنا شد و از آن [ ( 5 ) ] غنايم و اموال بسيار ، به خدمت سلطان قطب الدين فرستاد ، و چون مدت چند سال بر آمد ، و احوال كوه‌هاى تركستان [ ( 6 ) ] و تبت و اطراف شهر لكهنوتى [ ( 7 ) ] معلوم كرد ، سوداى ضبط ولايت تبت و تركستان در دماغ او زحمت دادن گرفت لشكر مرتب گردانيد [ ( 8 ) ] ، و به قدر ده هزار سوار مرتب كرده ، و در اطراف آن كوهها كه ميان تبت و بلاد لكهنوتى است ، سه جنس خلق است : يكى را كوچ [ ( 9 ) ] گويند ، و دوم را ميچ [ ( 10 ) ] و سيوم را تهارو ، همه ترك چهره‌اند و ايشان را زبانى ديگر است ميان لغت هند و تبت . و يكى ( از ) رؤساى قبايل كوچ و ميچ [ ( 11 ) ] كه او را على ميچ [ ( 12 ) ] گفتندى ، بر دست محمد بختيار اسلام آورده بود ، دلالت ( و ) راهبرى آن كوه قبول كرد ، و محمد بختيار را بموضعى آورد كه آنجا شهريست نام آن مردن كوت [ ( 13 ) ] ، چنان تقرير ميكنند : كه در قديم العهد گرشاسپ شاه از زمين چين بازگشت و بر طرف كامرود بيامد و آن
هامش
[ ( 1 ) ] مط : آن مملكت [ ( 2 ) ] اصل : نودنه [ ( 3 ) ] مط : بگذاشت [ ( 4 ) ] مط : و امراى او [ ( 5 ) ] اصل : و آن [ ( 6 ) ] مط : ممالك تركستان . [ ( 7 ) ] مط : از طرف مشرق لكهنوتى . [ ( 8 ) ] مط : مستعد كرد و [ ( 9 ) ] اصل : كونچ . مط و راورتى : كوچ . [ ( 10 ) ] اصل : ميبخ . مط : ميچ . راورتى : ميچ يا ميگ . [ ( 11 ) ] اصل : كرنج ، مينج . پ : كونج و مينح [ ( 12 ) ] اصل : مسيح . راورتى : على ميج . مط : ميچ . مستر كروك در فرهنگ قبايل و فرق ( 4 : 380 ) مىنويسد كه قبيله تهارو تاكنون در دامنه‌هاى هماليه و گوركهپوراوده شمالى ساكن است ، و ميچ نيز با آنها شباهتى دارند و در سهول . بنگال در حدود جبال سيكيم افتاده اند ، و به قيافت چينى نزديكى دارند و مانند قبايل نيپالى از نژاد دراويدى اندوگزيتير هند طبع 1908 م نيز اين مردم را از نژاد هندى چينى نوع منگولى ميشمارد ( 6 : 44 ) در عالم‌گير تامه ( ص 692 ) گويد : كه مردم ميچ مانند قلماق بدشكل‌اند و در كوچ بهار زندگى دارند . [ ( 13 ) ] كذا فى الاصل . مط : مر دهن كوت . راورتى : بر دهن كوت . و مر دهن كوت .