تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
و بعد ازين ذكر ملوك خلج ، كه از جمله دولت سلطان كريم قطب الدين رحمه اللّه بودند ، و در اعداد بندگان سلطان معز الدين محمد سام طاب مرقدهم درين طبقه آورده مىشود ، تا خوانندگان را بر ذكر تمام ملوك و امراء هندوستان اطلاع افتد و نويسنده را بدعاى خير ياد آرند ، و دوام دولت سلطان زمان ، و شهنشاه اهل ايمان ناصر الدين و الدنيا سلطان حال را از حضرت واجب الوجود در خواهد [ ( 1 ) ] ملك تعالى آن دولت ( را ) تا قيام قيامت باقى داراد .

الخامس الملك الغازى [ اختيار الدين ] محمد بختيار [ ( 2 ) ] الخلجى بديار لكهنوتى

ثقات تغمدهم اللّه برحمته ، چنين روايت كرده‌اند : كه اين محمد بختيار خلج غور و بلاد گرمسير بود ، و مردى جلد و تا زنده و دلير و شجاع و فرزانه و كاردان و از قبايل خود به طرف غزنين و حضرت سلطان معز الدين آمد ، و او را در ديوان عرض بسبب آنچه [ ( 3 ) ] حال او در نظر صاحب ديوان عرض ، مختصر نمود قبول نكرد [ ند ] و از غزنين به طرف هندوستان آمد ، چون به حضرت دهلى رسيد ، هم بسبب آنچه ( در نظر ديوان عرض جمالى نداد ، قبول نيافت ، از دهلى به طرف بداون رفت به خدمت مقطع بداون سپهسالار هزبر الدين حسن [ ( 4 ) ] ارنب ، او را مواجبى قرار افتاد ) [ ( 5 ) ] و بعد از چندگاه به طرف اوده رفت به خدمت
هامش
[ ( 1 ) ] مط : ناصر الدنيا و الدين محمود السلطان قسيم أمير المؤمنين از حضرت واجب الوجود در خواهند . [ ( 2 ) ] راورتى : محمد بن بختيار [ ( 3 ) ] مط : آنكه [ ( 4 ) ] يك نسخه ماخذ مط : حسين ازنب . راورتى : حسين اديب . [ ( 5 ) ] كلمات بين قوسين از ( در نظر ، تا افتاد ) در اصل نيست ، از مط گرفته شد ، در اصل عوض آن جملات نامربوط ذيل آمده ، چون راورتى هم با متن مط موافق است ، بنابران جمل ذيل ترك شد : ( در ديوان عرض در نيامد رد شد ، محمد محمود عم بختيار بود ، در غزنين چون مصاف شد ، كوله شكسته شد ، على ناگورى به خدمت برادران مادو ( مط : برادر ايستاد ) محمد محمود [ را بر خود نگاه داشت ، چون مقطع ناگور شد ] محمد محمود را طبل و علم داد [ و ] چون مقطع قنوج شد ، كشتندى او را داد ، و چون او شهادت يافت محمد بختيار بجاى او مقطع شد ) اين جمل در حاشيه مط به استناد يك نسخهء خطى نقل شده ، كه اختلاف آن با متن اصل ، ذريعه علايم مخصوصه نشان داده شد . در ( پ ) چنين است : هم بسبب آنچه حال او در نظر صاحب ديوان عرض مختصر نمود و قبول نكردند از غزنين به طرف هندوستان آمد ، چون به حضرت دهلى رسيد ، هم بسبب آنچه در نظر ديوان عرض نيامد ، زد محمد محمود غم . . . ربود در غزنين چون مصاف شد الخ . . .