تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
در غايت كياست و كاردانى و تمييز و حذاقت و دانائى . سلطان غازى ( معز الدين ) محمد سام ( را ) در هر مرتبه از مراتب اشغال ( سالها ) خدمت كرده بود ، و بر غث و سمين حضرت و لشكر دارى و ملك‌پرورى وقوف تمام يافت ، و چون مقطع اچه و ملتان كه ملك ناصر الدين ايتم بود در مصاف اند خود [ ( 1 ) ] كه سلطان را با ( حشم ) خطا و ملوك تركستان بود ، پيش ركاب سلطان غازى مبارزت بسيار نمود و غزاها بسنت كرد ، و كافر بسيار بدوزخ فرستاد ، و مبارزان لشكر خطا از كثرت مقاتلت او عاجز آمدند ، بيكبار روى به دو آوردند ، و او شهادت يافت ، و سلطان غازى از آن حادثه بتخت غزنين آمد حضرت اچه بملك ناصر الدين قباچه مفوض گشت ، و او به دو دختر داماد سلطان قطب الدين بود عليه الرحمه ، و از دختر مهتر او را پسرى بود ملك علاء الدين بهرامشاه [ نام ] حوب منظر و نيكو سيرت و بر عشرت مولع ، و از راه جوانى بر فساد حرص تمام داشت . حاصل الامر : چون ملك ناصر الدين قباچه ، بعد از حادثهء سلطان قطب الدين به طرف اچه رفت شهر ملتان را ضبط كردند ، و سندستان و [ ( 2 ) ] ديول تا لب دريا جمله در تصرف او آمد ، و قلاع و قصبات شهرهاء مملكت سند را فرو گرفت ، و دو چتر برداشت [ ( 3 ) ] و تا حد تبرهنده و كهرام و سرستى [ ( 4 ) ] تصرف كرد ، و لوهور را چند كرت بگرفت ، و لشكر غزنين كه از جهت تاج الدين يلدوز مىآمدند ، با ايشان مصاف داد ، و از پيش خواجه مؤيد الملك سنجرى كه وزير مملكت غزنين بود منهزم گشت . و چون ممالك سند بر وى قرار گرفت ، در حوادث كفار چين اكابر خراسان و غور و غزنين بسيار به خدمت او پيوستند ، و او در حق همكنان انعام و اكرام وافر فرمود ، و مدام ميان او و سلطان سعيد شمس الدين طاب ثراه منازعت ( مى ) بود ، تا چون مصاف لب آب سند شد ميان جلال الدين خوارزمشاه و چنگيزخان . جلال الدين خوارزمشاه به زمين سند آمد ، و بر طرف ديول و مكران برفت . لشكر كفار مغل بعد از فتح نندنه بمدتى تربى نوين [ ( 5 ) ] مغل ، با لشكر گران بپاى شهر ملتان آمد
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : آمد خرد ، ولى متن مط اند خود ، درست است كه اكنون اندخوى گوئيم . ولى كلمه ايتم در موارد ديگر گاهى ايتمر هم نقل شده . [ ( 2 ) ] مط و پ : هندوستان راورتى و اصل : سندستان . كه قباچه در آنجا حكمدار بود [ ( 3 ) ] مط : و چتر برگرفت و تا حدود [ ( 4 ) ] اصل : تبهرند و كهرام و سرسى پ : بتهرهنده و كهرام و سرسى . [ ( 5 ) ] كذا فى الاصل . مط : بعد از فتح نندنه ، ترى ( تولى ) نوين مغل . حاشيه مط : نندنه بمدتى ترمتى نوين مغل . راورتى فنح نندنه ترقى نوين مغل . در جامع التواريخ رشيدى نام اين مغل كه به تعقيب جلال الدين به هند گماشته شد ( بلانويان ) است ، كه در سنه 619 ه رفت و در محرم 620 ه از هند مراجعت نمود ( ص 432 ج 1 ) .