تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
اى بخشش تو لك بجهان آورده * كان را كف تو كار بجان آورده از شرم [ ( 1 ) ] كف تو ، خون گرفته دل كان * پس لعل بهانه در ميان آورده
سلطان قطب الدين را به اول بار [ ( 2 ) ] كه از تركستان بياوردند به شهر نيشاپور افتاد ، قاضى القضاة فخر الدين بن عبد العزيز كوفى كه از اولاد امام اعظم ابو حنيفه كوفى بود رضى اللّه عنه و حاكم ممالك نيشاپور و مضافات آن او را بخريد و در خدمت و موافقت فرزندان او كلام اللّه بخواند و سوارى و تير اندازى تعليم گرفت ، چنانچه در مدت نزديك بصفات رجوليت ( موصوف ) و مذكور شد و چون به اوان شباب رسيد ، او را تجار به حضرت غزنين آوردند سلطان غازى معز الدين محمد سام او را از آن تجار بخريد ، اگر چه به همه اوصاف حميده و آثار گزيده موصوف بود ، اما به ظاهر جمالى نداشت ، و انگشت خنصر او شكستى داشت ، بدان سبب او را ايبك [ ( 3 ) ] شل گفتندى ، و سلطان معز الدين در آن وقت گاه گاه ، به طرف و عيش [ موصوف ] مشغول بودى ، شبى بزم [ و ] نشاط فرمود ، و در ان جشن هر يك را از ( ان ) بندگان حضرت انعامى فرمود ، از نقود زر و سيم ساخته و ناساخته ، هر چه از ان انعام به قطب الدين رسيد از مجلس بيرون آمد ، تمامت آن مال بتركان و پرده داران و فراش و ديگر كار داران بخشيد ، چنانچه از قليل و كثير با او باقى هيچ نماند ، و ديگر روز اين معنى بسمع اعلى رسانيدند ، او را به نظر عنايت و قربت خود مخصوص گردانيد و بر اشغال خطير ، پيش تخت ( و ) بارگاه او را نصب فرمود ، و سرخيل و كاردار بزرگ شد ، و هر روز مرتبهء او برتر ميگشت [ ( 4 ) ] ، و در ظل حمايت سلطانى تضاعف مىپذيرفت تا امير آخر [ ( 5 ) ] شد ، و در آن شغل چون سلطانان غور و غزنين ( و ) باميان به طرف خراسان رفتند ، جلادت بسيار نمود بدفع قتال سلطان شاه و او بر سر ( اصحاب ) پايگاه علفچى بود بطلب علف برفت ، ناگاه سوار سلطان بر ايشان زد [ ( 6 ) ] ، ميان ايشان قتال قايم شد ، قطب الدين ( جلادت بسيار نمود ، اما چون
هامش
[ ( 1 ) ] مط و پ : از رشك ، درباره بهاء الدين اوشى فرغانى به لباب الالباب ( ص 161 ) و مجمع الفصحاء ( 1 : 442 ) رجوع شود . [ ( 2 ) ] مط : را در اول حال . [ ( 3 ) ] اصل : ايبك شد . راورتى و ديگر مورخان مقلد وى ازين جمله نتيجه گرفته‌اند كه معنى ايبك در تركى شل باشد ، ولى معنى متن واضح است ، و ايبك معنى شل را ندارد و نام اصيل تركيست . [ ( 4 ) ] مط : او بر تزايد ميگشت [ ( 5 ) ] مط : آخور [ ( 6 ) ] در يك نسخه راورتى : سلطانشاه بريشان پيوست و جنگ آغاز نهاد .